کتاب المزارعه
مطلب اول: معنای مزارعه
الف) در لغت: بر وزن «مفاعله» است که حروف اصلی آن «زرع» میباشد. یکی از معانی بابِ مفاعله، «مشارکت» میباشد. لذا «مزارعه» یعنی زرعی که از طرفین واقع میشود.
ب) در اصطلاح: «معامَلة على الأرض بحصّة من حاصلها إلى أجل معلوم» اگر معاملهای بر روی زمین اتّفاق بیوفتد در مقابل حصّهای از حاصل و محصول زمین و اجل آن هم معلوم باشد، به چنین معاملهای، مزارعه گویند.
مثال: زید، زمین کشاورزیاش را یکسال در اختیار عمرو میگذارد تا در آن گندم بکارد، و نسبت به گندم برداشت شده از زمین، هر کدام از زید و عمرو، سهمی خواهند برد.
نکته1: عمل «زرع» در مزارعه، هم به صاحبِ زمین و هم به عامل نسبت داده شده است؛ زیرا:
اولا: نسبت «عامل» با زراعت کاملا واضح است؛ زیرا اوست که قرار است عمل کشاورزی را به صورت مستقیم انجام دهد.
ثانیا: نسبت «مالک» با زراعت به این صورت است که: از آنجایی که مالک زمین، زراعت را «طلب» میکند، لذا از این جهت زراعت را به او هم نسبت دادهاند.
نکته2: با قید «المعاملة علی الارض» مساقاة از تعریف خارج شد. زیرا در مساقاة، معامله روی خودِ درختان میرود ولی در مزارعه، معامله بر روی زمین است نه محصولِ درختان.
نکته3: با قید «بالحصّة» اجاره از تعریف خارج شد. زیرا اجارۀ زمین در مقابل حصّة صحیح نیست؛ چون در اجاره شرط است که مبلغ آن باید کاملا معلوم باشد و تعیین درصدی از محصول (حصّة) که مقدار دقیق آن معلوم نیست، صحیح نمیباشد.
نکته4: دربارۀ قید «إلی اجل معلوم» سه احتمال مطرح است:
- غرض از این قید، احتراز از مزارعۀ فاسده نیست؛ بلکه صرفا میخواسته «بیان واقع» کند (فقط میخواسته بگوید که اجل معلوم شرط است، ولی نمیخواسته بگوید اگر اجل معلوم نبود، معامله فاسد است!)
- غرض از این قید، اختصاص مزارعه به مزارعه صحیحه بوده است (با این قید، میخواسته بگوید که اگر اجل معلوم نباشد، مزارعه فاسد خواهد بود)
- غرض از این قید، استطراد بوده است؛ زیرا وظیفۀ تعریف ذکرِ شرائط صحّت عقد نیست امّا شهید در اینجا، استطرادا برخی از شرائط را هم در تعریف ذکر کردهاند.
مطلب دوم: ایجاب و قبول
مزارعه عقد است لذا نیاز به ایجاب و قبول دارد:
الف) ایجاب در مزارعه: زارعتك، عاملتك، سلّمتها إليك[۱]، قبّلتك هذه الأرض و... . (صیغه مزارعه باید ماضی و دالّ بر انشاء عقد باشد صریحاً)
سؤال: آیا میتوان صیغه مزارعه را به صورت امر هم بیان کرد؟ مثل اینکه گفته شود: «إزْرَع هذة الارض»
پاسخ: مشهور با استدلال به یک روایتی، صیغه مزارعه را به صورت امر جایز میدانند. امّا شهید ثانی دلالت این روایت را «قاصر» میدانند. یعنی از آنجایی که عقد «مزارعه» یک عقد «لازم» است، باید شرایط عقود لازمه در آن رعایت شود که یکی از آنها، «ماضی بودن» است. حال روایت مورد استشهاد مشهور، توانایی خارج کردن مزارعه را از قاعده عمومی عقود لازمه ندارد؛ زیرا این روایت در مقام بیان چگونگی صیغه نیست.
ب) قبول در مزارعه: باید حتما به صورت لفظی باشد.
نکته: اصلِ اوّلی در همۀ عقود، لازم بودن آنهاست به خاطر روایت «أوفوا بالعقود» مگر اینکه دلیلِ خاص بر «جواز» عقدی وجود داشته باشد (مثل عقد وکالت).