درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۹۹: کتاب المیراث ۳۷: سهام مقدره ۲۳

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسئله پنجم: اجتماع اعمام و اخوال همراه با زوجة یا زوجة

طبقه سوم ارث

مسئله پنجم

بحث در این مسئله، در مورد همراهی زوج یا زوجة میت، با اعمام و اخوال است.

طریقه تقسیم ارث: ابتدا هر کدام از زوج یا زوجة، نصیب اعلی را دریافت میکنند (زیرا فرض مسئله این است که میت فرزندی ندارد. و الا اگر فرزند داشت ـ طبقه اول ـ که دیگر نوبت اعمام و اخوال ـ طبقه سوم ـ نمی رسید) یعنی اگر وارثِ میت زوج باشد، نصف مال و اگر وارثِ میت زوجة باشد، یک چهارم مال را می برد.

سپس سراغ اخوال می رویم و یک سوم اصل مال را به آن ها می دهیم[۱] (چه یکی باشد و چه متعدد). در نهایت هرچه باقی مانده باشد را به اعمام می دهیم.

برای مثال، اگر میتی که از دنیا رفته است، زوجة باشد، ابتدا نصفِ اصلِ مال را به زوج او می دهیم و سپس یک سوم کل مال را هم به اخوال می دهیم. ($\frac{۳}{۶}$ + $\frac{۲}{۶}$=$\frac{۵}{۶}$) و در نهایت مقدار باقی مانده را ($\frac{۱}{۶}$) به اعمام می دهیم.

اما اگر میتی که از دنیا رفته است، زوج باشد، ابتدا یک چهارم اصلِ مال را به زوجة می دهیم. سپس ثلثِ مال را به اخوال می دهیم. در نهایت مقدار باقی مانده را ($\frac{۱}{۶}$ + $\frac{۱}{۴}$ =$\frac{۵}{۱۲}$) به اعمام می دهیم.[۲] [۳]

سؤال: اگر اعمام و اخوال، متعدد باشند، تقسیم ارث به چه صورت است؟

پاسخ: در ابتدا، سهم اعلی زوج یا زوجة را می دهیم. سپس به اخوال ثلثِ کل مال را می دهیم. اما در خودِ اخوال (در بین خودشان اگر متعدند) یک ششم از یک سومِ اصلِ مال (که سهم کل اخوال است) برای اخوالِ امی است (در فرضی که یکی باشند) ولی اگر اخوالِ امی متعدد باشند، یک سوم از یک سوم اصلِ مال (که سهم کل اخوال است) برای اخوالِ امی است. سپس مقدار باقی مانده برای اخوالِ ابوینی است (اگر هم ابوینی وجود ندارد به ابی ها می رسد).

سهم اعمام هم که مقدار باقی مانده از ارث است (بعد از دادن سهم احد الزوجین و بعد از اخراج ثلثِ اخوال) باید ابتدا یک ششمِ سهم باقی مانده را به اعمامِ امی بدهیم (در صورتی که اعمام امی واحد باشد) و یا یک سوم سهم باقی مانده را به اعمامِ امی میدهیم (در صورتی که اعمام امی متعدد باشند). سپس هر چه باقی ماند، به اعمامِ ابوینی داده می شود (در صورتی هم که اعمامِ ابوینی نبودن، به اعمام ابی می رسد)

تمرین: شخصی از دنیا رفته است. ورثه او عبارتند از: زوج + اخوال (هم امی و هم ابوینی) + اعمام (هم امی و هم ابوینی). کل ترکه این میت هم 36 میلیون پول است.

 در ابتدا، زوج نصفِ مال را می برد (18 میلیون). سپس یک سومِ کل مال را به اخوال می دهیم (12 میلیون). و مقدار باقی مانده را (6 میلیون) به اعمام می دهیم.

حال در بین خودِ اخوال (12 میلیون): اگر اخوالِ امی واحد باشند، یک ششم 12 میلیون به او می رسد (2 میلیون) ولی اگر متعدد باشند، یک سومِ 12 میلیون به آن ها می رسد (4 میلیون). سپس مقدار باقی مانده (10 میلیون یا 8 میلیون) را به اخوالِ ابوینی می دهیم.

حال در بین خودِ اعمام (6 میلیون): اگر اعمامِ امی واحد باشند، یک ششم 6 میلیون را به آن ها می دهیم (1 میلیون) ولی اگر متعدد باشند، یک سوم 6 میلیون به آن ها می رسد (2 میلیون). سپس مقدار باقی مانده را به اعمام ابوینی یا ابی می دهیم. (اعمام ابی با ابوینی در بین خودشان بالتفاوت تقسیم می کنند ولی سایر اعمام، بالسویه مال را در بین خودشان تقسیم می کنند) 


نه ثلثِ مقدارِ باقی مانده را!

زیرا زوجة، نصف کمتر از زوج ـ در فرض قبلی می برد. نصفِ نصف، می شود یک چهارم.

پس در اینجا، گاهی اعمام بیشتر از اخوال ارث می برند و گاهی کمتر. بستگی دارد که در کنار این ها، زوج ارث می برد یا زوجة.

۴

تطبیق مسئله پنجم: اجتماع اعمام و اخوال همراه با زوجة یا زوجة

﴿ الخامسة ﴾:

﴿ للزوج أو الزوجة مع الأعمام والأخوال نصيبه (کل واحد من الزوج و الزوجة) الأعلى (برای زوج یا زوجة همراه اعمام و اخوال، نصیب اعلی است) ﴾ النصف (زوج) أو الربع (زوجة) (زیرا فرض مسئله این است که میت ولد ندارد و الا اگر میت ولد داشت، که دیگر اعمام و اخوال ارث نمی بردند) ﴿ وللأخوال ﴾ وإن اتّحدوا أو كانوا لاُمّ (حتی اگر یکی باشد و امی هم باشد. یعنی ابتدا سهم کل اخوال را که یک سوم است می دهیم و کاری هم نداریم یکی است یا چند تا، امی است یا ابی. به هر حال اخوال همان ابتدا سهمشان را می برند) كما مرّ ﴿ الثلث من الأصل ﴾ (یک سومِ کل مال را به او می دهیم) لا من الباقي (نه از باقی مانده ارث بعد از دادنِ سهم زوج یا زوجة) ﴿ وللأعمام الباقي ﴾ وهو السدس على تقدير الزوج (اگر یکی از وراث زوج باشد، مقدار باقی مانده برای اعمام یک ششم است. زیرا نصف به زوج داده می شود و ثلث هم به اخوال داده می شود که در نهایت، یک ششم برای اعمام باقی می ماند) ، وهو (باقی مانده) مع الربع (سدس + ربع = پنج دوازدهم) على تقدير الزوجة (اگر یکی از وراث زوجة بود، چون زوجة، نصف کمتر از سهم زوج می برد پس به مقدار ارث اعمام، یک ربع اضافه می شود ـ نصفِ نصف، می شود ربع ـ).

(اگر اخوال و اعمام متعدد بودند از حیث امی و ابوینی، تکلیف چیست؟) ولو تفرّق الأعمام والأخوال مع أحد الزوجين (اگر اعمام و اخوال همراه احد الزوجین، متفرق باشند ـ ابی و امی و ابوینی دارند ـ) أخذ نصيبَه الأعلى (زوج یا زوجة، نصیب اعلی را می برند) ، وللأخوال الثلث (ثلثِ اصل مال) ، سدسُه (سدسِ ثلثِ کل مال) لمن تقرّب بالاُمّ منهم (الاخوال) إن كان واحداً (اگر اخوال امی یکی هستند، یک ششمِ یک سوم مال را می برند) وثلثه (ثلثِ ثلث) إن كان أكثر (اگر اخوال امی متعدد اند، یک سومِ یک سومِ کل مال را می برند) ، والباقي من الثلث للأخوال (آن مقداری که باقی می ماند) من قبل الأبوين أو الأب. والباقي بعد نصيب أحد الزوجين والأخوال (باقی مانده کل مال بعد از دادن سهم احد الزوجین + اخوال) للأعمام، سدسُه (مقدار باقی مانده) للمتقرّب منهم بالاُمّ إن كان واحداً، وثلثه إن كان أكثر بالسويّة (اگر اعمام امی واحد بودند، یک ششمِ مقدار باقی مانده را می برند و اگر متعدد بودند یک سومِ مقدار باقی مانده را می برند و چون امی هستند بین خودشان بالسویه تقسیم می کنند) ، والباقي للمتقرّب منهم بالأبوين أو بالأب بالتفاوت (در اعمامِ ابی، مال بینشان بالتفاوت تقسیم می شود) .

۵

صورتی دیگر در مسئله

سؤال: اگر احد الزوجین، فقط همراه اعمام باشد یا فقط همراه اخوال باشد، تکلیف چیست؟

پاسخ: در ابتدا، به احدالزوجین، سهم اعلایش را می دهیم. سپس هرچه باقی مانده باشد، برای اعمام یا اخوال است (حتی اگر یک نفر باشد) اما اگر متعدد باشند، دو صورت دارد:

  • جهت آن ها اتحاد دارد (همه ابی یا همه امی یا همه ابوینی اند): مال بینشان تقسیم می شود. یعنی اگر اخوال باشند، بالسویه تقسیم می شود و اگر اعمام باشند، اگر امی باشند، بینشان بالسویه تقسیم می شود و اگر ابی یا ابوینی باشند، بالتفاوت تقسیم می شود.
  • جهت آن ها اتحاد ندارد (قاطی هستند. هم امی دارند و هم ابی یا ابوینی): در این صورت برای مثال: اگر زوجة ای از دنیا رفته است و ورثه او: زوج + دایی امی + دایی ابی هستند. در ابتدا نصف مال را به زوج می دهیم. خالِ امی، سدسِ اصل مال را می برد. دو ششم باقی مانده مال را به دایی ابی می دهیم.

نکته: نظری که بیان شد، نظر جناب مصنف در دروس است که از ظاهر کلام اصحاب فهمیده می شود. مانند جایی که زوجی در کار نباشد که در این صورت خالِ امی، سدسِ اصل مال را می برد و باقی مانده را به خالِ ابی می دادیم. زیرا یکی متقرب به ام بود و دیگری متقرب به ابوین بود و لذا طبق قاعده امی و ابوینی عمل می کردیم. همین نظر را ایشان در لمعه نیز اختیار کرده اند. ایشان می فرمایند: «للخال من الاُمّ مع الخال من الأب والزوج ثلثُ الباقي» ثلثِ مقدار باقی مانده، بعد از اخراج نصف (که سهم زوج است) می شود سدسِ اصلِ مال.

۶

تطبیق صورتی دیگر در مسئله

ولو اجتمع الزوجان (منظور اخد الزوجین است) مع الأعمام خاصّة، أو الأخوال (اگر اجتماع کنند احد الزوجین، با اعمام فقط یا با اخوال فقط) فلكلّ منهما نصيبُه الأعلى كذلك (هر کدام از زوج یا زوجة، نصیب اعلی را می برند) ، والباقي للأعمام أو للأخوال وإن اتّحدوا (باقی مانده برای اعمام و اخوال است ولو یکی باشند) ، ومع التعدّد واتّفاق الجهة (اگر اعمام یا اخوال متعدد بودند و جهتشان هم یکی بود) ـ كالأعمام من الأب خاصّة أو من الاُمّ، أو الأخوال كذلك (همه یا ابی باشند یا همه امی باشند و یا هم ابوینی باشند) ـ يقتسمون الباقي كما فُصّل (بینشان به همان تفصیلی که بیان شد، تقسیم می کنند. یعنی در اخوال، همه مال بینشان بالسویه تقسیم می شود و در اعمام، اگر همه امی باشند، بالسویه تقسیم می شود و اگر ابی یا ابوینی باشند بالتفاوت تقسیم می کنند) .

ولو اختلفت (هم ابی داشته باشیم و هم امی) كما لو خلّفت زوجاً (میت، ورثه اش زوج باشد) وخالاً من الاُمّ وخالاً من الأبوين أو الأب (دایی ابی + دایی امی) ، فللزوج النصف (نصف کل مال را به زوح می دهیم) وللخال من الاُمّ سدسُ الأصل (یک ششم کل مال را به خال امی می دهیم) ، كما نقله المصنّف في الدروس عن ظاهر كلام الأصحاب (این مطلب را مصنف نقل کرده است در دروس و از ظاهر کلام اصحاب برداشت کرده است. ایشان عبارتشان این است: و قد یفهم من کلام الاصحاب) كما لو لم يكن هناك زوج (مثل جایی که اصلا زوج یا زوجة ای در کار نیست. که در این صورت، دایی امی را مثل اخ امی در نظر می گرفتیم و یک ششم به او می دادیم. در اینجا هم همانند آنجا عمل می کنیم) ؛ لأنّ الزوج لا يزاحم المتقرّب بالاُمّ (زیرا وجود زوج، سبب نمی شود سهم متقرب به ام کم شود). وأشار إليه هنا بقوله (جناب مصنف، با این عبارت، اشاره کرده است به قول بالا):

﴿ وقيل: للخال من الاُمّ مع الخال من الأب والزوج (عطف بر الخال من الاب) ثلثُ الباقي (یعنی بعد از اینکه سهم زوج داده شد، از سه ششم باقی مانده، یک سومش ـ یک ششمِ اصل مال ـ) ﴾ [ تنزيلاً لخال الاُمّ منزلة الخؤولة حيث تقرّب بالاُمّ، وخال الأب منزلة العمومة حيث تقرّب به (خال امی را به منزله اخوال می گیریم زیرا از جهت ام به میت تقرب جسته است و خال ابی را به منزله عمو می گیریم). وهذا القول لم يذكره المصنّف في الدروس (این نظریه را مصنف در دروس ذکر نکرده است) ، ولا العلّامة حيث نقل الخلاف (علامه هم این نظریه را مطرح نکرده است و صرفا گفته در اینجا اختلاف وجود دارد) ].

۷

دو قول دیگر در مسئله

(قول دوم در مسئله: به جای ثلثِ باقی مانده  ـ سدسِ اصل ـ سدسِ باقی مانده را به خال امی می دهیم ـ یعنی یک دوازدهم کل مال ـ)

(نکته: این قول را مصنف در دروس مطرح کرده است و علامه در قواعد و تحریر مطرح فرموده است ولی هیچ کدام، قائل آن را مشخص نکرده اند.)

﴿ وقيل: سدسُه ﴾ أي سدس الباقي. وهذا القول نقله المصنّف في الدروس والعلّامة في القواعد والتحرير عن بعض الأصحاب، ولم يعيّنوا قائله.

(قول سوم:) واختار المصنّف في الدروس والعلّامة وولده السعيد أنّ له سدسَ الثلث (یک ششمِ ثلث مال) (ایشان می فرماید، از کل مال، یک ششمِ ثلثِ اصل مال را حساب کرده و به خال امی میدهیم) ؛ لأنّ الثلث نصيب الخؤولة (اخوال) ، فللمتقرّب بالاُمّ منهم (آن هایی که از این اخوال، متقرب به ام هستند) سدسه (سدسِ ثلث) مع اتّحاده (به شرط اینکه خال امی یکی باشد) ، وثلثه مع تعدّده (اگر اخوال امی متعدد باشند، ثلث می برند) (مگر نه این است که اخوال، ثلث کل مال را می برند؟ بله! حال از این یک سوم، یک ششم آن را باید به خال امی بدهیم).

(اشکال شهید ثانی به قول سوم: در صورتی ثلثِ اصل مال برای اخوال است که با اعمام جمع شوند! نه به تنهایی! وقتی فقط اخوال هستند + زوج، همه مال باقی مانده برای اخوال است.)

ويشكل (قول سوم مشکل است) بأنّ الثلث (ثلثِ اصل مال) إنّما يكون نصيبهم مع مجامعة الأعمام (برای صورتی است که اعمام هم در کنار اخوال باشند! نه اخوال به تنهایی)، وإلّا (اگر مجامعة اعمام نبود)  فجميع المال لهم (همه مال برای اخوال است) ، فإذا زاحمهم أحد الزوجين زاحم المتقرّبَ منهم بالأب، وبقيت حصّة المتقرّب بالاُمّ ـ وهو السدس مع وحدته، والثلث مع تعدّده ـ خالية عن المعارض.

بمنزلة الأخ، وكلّ ذي رحم بمنزلة الرحم الذي يجرّ به، إلّا أن يكون وارثٌ أقربَ إلى الميّت منه فيحجبه » (١).

ومقابل الأصحّ قول ابن أبي عقيل: إنّ للخال المتّحد السدس وللعمّ النصف حيث يجتمع العمّ والخال، والباقي يردّ عليهما بقَدَر سهامهما، وكذلك لو ترك عمّة وخالة، للعمّة النصف وللخالة السدس والباقي يردّ عليهما بالنسبة (٢) وهو نادر ومستنده غير واضح.

وقد تقدّم ما يدلّ على قدر الاستحقاق وكيفيّةِ القسمة لو تعدّدوا (٣) فلو كانوا متفرّقين فللأخوال من جهة الاُمّ ثلث الثلث، ومع الاتّحاد سدسه، والباقي من الثلث للأخوال من جهة الأب وإن كان واحداً. والثلثان للأعمام، سدسهما للمتقرّب منهم بالاُمّ إن كان واحداً، وثلثهما إن كان أكثر بالسويّة وإن اختلفوا في الذكوريّة والاُنوثيّة، والباقي للأعمام المتقرّبين بالأب بالتفاوت.

﴿ الخامسة :

﴿ للزوج أو الزوجة مع الأعمام والأخوال نصيبه الأعلى النصف أو الربع ﴿ وللأخوال وإن اتّحدوا أو كانوا لاُمّ كما مرّ (٤) ﴿ الثلث من الأصل لا من الباقي ﴿ وللأعمام الباقي وهو السدس على تقدير الزوج، وهو مع الربع على تقدير الزوجة.

__________________

(١) الوسائل ١٧: ٥٠٥، الباب ٢ من أبواب ميراث الأعمام والأخوال، الحديث ٦.

(٢) اُنظر المختلف ٩: ٢٨.

(٣) تقدّم في المسألة الاُولى.

(٤) مرّ في المسألة الرابعة.

ولو تفرّق الأعمام والأخوال مع أحد الزوجين أخذ نصيبَه الأعلى، وللأخوال الثلث، سدسُه لمن تقرّب بالاُمّ منهم إن كان واحداً وثلثه إن كان أكثر، والباقي من الثلث للأخوال من قبل الأبوين أو الأب. والباقي بعد نصيب أحد الزوجين والأخوال للأعمام، سدسُه للمتقرّب منهم بالاُمّ إن كان واحداً، وثلثه إن كان أكثر بالسويّة، والباقي للمتقرّب منهم بالأبوين أو بالأب بالتفاوت.

ولو اجتمع الزوجان مع الأعمام خاصّة، أو الأخوال فلكلّ منهما نصيبُه الأعلى كذلك، والباقي للأعمام أو للأخوال وإن اتّحدوا، ومع التعدّد واتّفاق الجهة ـ كالأعمام من الأب خاصّة أو من الاُمّ، أو الأخوال كذلك ـ يقتسمون الباقي كما فُصّل (١).

ولو اختلفت كما لو خلّفت زوجاً وخالاً من الاُمّ وخالاً من الأبوين أو الأب، فللزوج النصف وللخال من الاُمّ سدسُ الأصل، كما نقله المصنّف في الدروس عن ظاهر كلام الأصحاب (٢) كما لو لم يكن هناك زوج؛ لأنّ الزوج لا يزاحم المتقرّب بالاُمّ. وأشار إليه هنا بقوله:

﴿ وقيل: للخال من الاُمّ مع الخال من الأب والزوج ثلثُ الباقي (٣) [ تنزيلاً لخال الاُمّ منزلة الخؤولة حيث تقرّب بالاُمّ، وخال الأب منزلة العمومة حيث تقرّب به. وهذا القول لم يذكره المصنّف في الدروس، ولا العلّامة حيث

__________________

(١) في المسألة الثانية والثالثة والرابعة.

(٢) الدروس ٢: ٣٧٤.

(٣) لم نعثر عليه.

نقل الخلاف ](١).

﴿ وقيل: سدسُه أي سدس الباقي. وهذا القول نقله المصنّف في الدروس (٢) والعلّامة في القواعد والتحرير (٣) عن بعض الأصحاب، ولم يعيّنوا قائله.

واختار المصنّف في الدروس (٤) والعلّامة (٥) وولده السعيد (٦) أنّ له سدسَ الثلث؛ لأنّ الثلث نصيب الخؤولة، فللمتقرّب بالاُمّ منهم سدسه مع اتّحاده، وثلثه مع تعدّده.

ويشكل بأنّ الثلث إنّما يكون نصيبهم مع مجامعة الأعمام، وإلّا فجميع المال لهم، فإذا زاحمهم أحد الزوجين زاحم المتقرّبَ منهم بالأب، وبقيت حصّة المتقرّب بالاُمّ ـ وهو السدس مع وحدته، والثلث مع تعدّده ـ خالية عن المعارض.

ولو كان مع أحد الزوجين أعمامٌ متفرّقون فلمن تقرّب منهم بالاُمّ سدسُ الأصل أو ثلثُه، بلا خلاف على ما يظهر منهم (٧) والباقي للمتقرّب بالأب. ويحتمل على ما ذكروه في الخؤولة أن يكون للعمّ للاُمّ سُدس الباقي خاصّة أو ثلثه أو

__________________

(١) ما بين المعقوفتين لم يرد في المخطوطات.

(٢) الدروس ٢: ٣٧٣.

(٣) القواعد ٣: ٣٧٠ ـ ٣٧١، والتحرير ٥: ٣٢.

(٤) الدروس ٢: ٣٧٣.

(٥) القواعد ٣: ٣٧١، والتحرير ٥: ٣٢.

(٦) اُنظر الإيضاح ٤: ٢٢٩.

(٧) كالعلّامة في التحرير ٥: ٣٠، والشهيد في الدروس ٢: ٣٧٤.