کتاب الودیعه
تعریف: «هی استنابة فی الحفظ» یعنی فردی طلب نیابت کند از دیگری برای حفظ کردن مالِ او (وقتی انسان مالی را به دیگری به عنوان امانت میدهد، در واقع او را نائب خود در حفظ آن مال قرار داده است).
اشکال1: این تعریف «مانع اغیار» نیست زیرا در وکالت نیز استنابه در حفظ وجود دارد. یعنی این تعریف شما، علاوه بر ودیعه شامل وکالت نیز میشود.
پاسخ: مراد ما از «استنابة در حفظ» استنابه بالذات است نه استنابه بالعرض.
استنابه بالذات: اگر غرض اصلی از عقدی که در حال وقوع است، استنابه در حفظ باشد، به چنین استنابهای استنابه بالذات گویند. در عقد ودیعه، غرض اصلی از این عقد، استنابه میباشد لذا استنابه در آن بالذات است.
استنابه بالعرض: اگر غرض اصلی از عقدی که در حال وقوع است، استنابه در حفظ نباشد، بلکه این استنابه به صورت بالعرض در آن قصد شده باشد، به چنین استنابهای استنابه بالعرض گویند. در عقد وکالت، غرض اصلی، خرید یا فروش یا... است ولی بالعرض، باید مالی که به وکیل داده شده است حفظ شود.
اشکال2: ودیعه «عقد» است و لذا نیاز به ایجاب و قبول دارد (دو طرف دارد). ولی شما در تعریف فرمودید «استنابه فی الحفظ»! یعنی فقط به یک طرف عقد که کار «مودِع»[۱] است اشاره کردید و به نقش «مستودع»[۲] در تعریف اشارهای نشده است.
پاسخ: دو جواب میتوان به این اشکال داد:
1. شهید اول، از جمله کسانی است که اسماء معاملات را اسم برای خودِ عقد میداند نه اسم برای اثرِ عقد.[۳] بر اساسِ این مبنا، کلمه «ودیعه» وضع شده است برای خودِ عقدِ ودیعه (ایجاب و قبول). ولی در تعریف، فقط به ایجاب اشاره شده است زیرا در بین ایجاب و قبول، ایجاب اصل است زیرا در قبول نیاز به صیغه نیست و قبولِ فعلی هم کفایت میکند.
2. مراد از «استنابه» در تعریف، استنابه تامّه است. استنابه کار موجِب است ولی این استنابه، تنها در صورتی تامّ میشود که به دنبال آن قبول بیاید.
ایجاب و قبول در ودیعه
از آن جایی که ودیعه «عقد» است، نیازمند ایجاب و قبول میباشد. امّا باید توجّه داشت که ودیعه، از «عقود جائزه من الطرفین» است به همین دلیل، نیازمند صیغۀ خاصّی نمیباشد و هر لفظی که مُفهِم معنای ودیعه باشد کفایت میکند حتّی اگر به صورت کنایی و تلویحی باشد (عقود جائزه من الطرفین، عقودی هستند که لفظ خاصّی در صیغۀ آنها شرط نیست).
نکته1: در «قبول» شهید اول عقیده دارند که «قبول فعلی» در عقد ودیعه کفایت میکند؛ یعنی در قبول، نیازمند لفظِ خاصّی نیستیم و حتّی اگر این قبول، به صورت فعلی و عملی هم واقع شود کافی و اثرگذار خواهد بود.
سه دلیل برای کفایت قبول فعلی:
دلیل اول: قبولِ قابل، به جهت کشفِ رضایت او نسبت به عقد ودیعه است. قبول فعلی هم میتواند چنین کشفی را از رضایت قابل انجام دهد.
دلیل دوم: قبول فعلی، اقوی از قبول قولی است. زیرا با قبول فعلی، ضمان بر گردن مستودع میآید[۴]ولی با صِرفِ قبول قولی، ضمانی بر گردن مستودع نخواهد آمد.
دلیل سوم: اگر قائل شویم به التزام مستودع به حفظ ودیعه به واسطۀ قبض و لو در صورتی که ایجاب در کار نباشد، به طریق اولی باید در صورت حصول ایجاب، قائل به چنین التزامی از ناحیۀ مستودع شویم.
نکته2: اگرچه قبول فعلی را ثابت کردیم، ولی اکتفاء به قبول فعلی با مشکلی نیز روبهروست و آن اینکه: عقود نیازمند ایجاب و قبول هستند (اصلا به همین دلیل به آنها عقد گویند) به عبارت دیگر عقود تمام نیستند مگر به واسطۀ صیغه از طرفین. به همین جهت به «معاطاة» عقد نمیگویند.
نظر شهید ثانی: چه قبول لفظی را لازم بدانیم و چه لازم ندانیم، آنچه مسلّم است این است که: مقارنت و موالاة بین ایجاب و قبول لازم نیست. لذا اگر ایجاب امروز خوانده شود ولی قبول یک هفته دیگر صورت بگیرد، مانعی ندارد.