لواحق رهن
مسئله دهم: اختلافات
بحث در این مسئله، در مورد اختلافاتی است که ممکن است بین راهن و مرتهن به وجود بیاید.
اختلاف اول: اختلاف در مقدار طلب
اختلاف در مقدار طلب مرتهن از راهن (که اصلِ رهن، به جهت این طلب واقع شده است).
مثال: مرتهن به راهن میگوید: «من 100 درهم از تو طلب دارم» ولی راهن میگوید: «خیر! طلبِ تو از من، 50 درهم بوده است».[۱] (معمولا مرتهن مبلغ بالاتر را ادّعا میکند) در این صورت دو نظر در اینجا مطرح است:
نظر اول: راهن منکر است مبلغِ بیشتر است و باید قسم بخورد. به سه دلیل:
- اصل، عدمِ زیاده است. آن کسی هم که مطابق اصل صحبت میکند و منکر زیاده است، راهن میباشد.
- راهن منکر است.[۲]
- روایت
نظر دوم: مرتهن باید قسم بخورد.
دلیل: روایت.
خلاصه: ما دو دسته روایت داریم:
الف) دستۀ اول میگویند در مانحنفیه راهن باید قسم بخورد.
ب) دستۀ دوم میگویند در مانحنفیه مرتهن باید قسم بخورد.
شهید ثانی میفرمایند: آن روایتی که میگوید مرتهن باید قسم بخورد (دستۀ دوم) ضعیف است. لذا نظرِ دوم، قولی بلا دلیل است.
اختلاف دوم: اختلاف در رهن و ودیعة
بین راهن و مرتهن اختلاف میشود که آیا آنچه که الآن در دستِ مرتهن است، «مالِ رهنی» است یا اینکه «ودیعه و...» است. به عبارت دیگر: یکی از طرفین به طور کلّی منکر وقوع عنوان رهن است و طرفِ دیگر مدّعی حصول آن میباشد.
مثال: راهن میگوید: «این انگشتری که در دستِ توست، مالِ رهنی نیست! بلکه ودیعه است» ولی مرتهن میگوید: «این انگشتری که در دستان من است، مالِ رهنی است».[۳]
در چگونگی حلّ این اختلاف، سه نظر مطرح شده است:
نظر اول: مالک (راهن) قسم میخورد. به دو دلیل:
- اصل، عدمِ رهن است. آن کسی که منکرِ این رهن است و مطابق اصل سخن میگوید، مالک (راهن) است.
اشکال: در مقابل اصلِ عدمِ رهن، اصلِ دیگری هم داریم به نام «اصلِ عدم ودیعه»! چرا این اصل را جاری نکنیم که طبقِ آن قول مرتهن مقدّم شود؟
پاسخ: اصلِ عدم ودیعه جاری نیست! زیرا هر دو طرف، اصلِ امانت و ودیعه بودن را قبول دارند (قدر مشترک). قبلا بیان کردیم که وقتی مالی به عنوان رهن قرار داده میشود، هم عنوان «وثیقه» بر آن صادق است و هم عنوان «امانت».[۴] پس اشکال و اختلاف اصلی در «وثیقه» بودن یا نبودن است. یعنی یکی میگوید وثیقه نیست (راهن) و دیگری میگوید وثیقه است (مرتهن). به همین دلیل قولِ کسی که مطابق اصل سخن میگوید را میپذیریم (کسی که میگوید: وثیقه نیست).
نظر دوم: ممسک (مرتهن) باید قسم بخورد.
دلیل: روایت.
اشکال شهید ثانی به نظر دوم: روایتی که قائلین قول دوم به آن استشهاد میکنند ضعیف است.
نظر سوم: باید قائل به تفصیل شویم:
الف) ممسک (مرتهن) باید قسم بخورد اگر مالک به اصل طلبکار بودن مرتهن اعتراف داشته باشد.
ب) مالک (راهن) باید قسم بخورد اگر مالک اصلِ طلبکار بودن مرتهن را منکر شود.
دلیل: دو دلیل:
- جمع بین اخبار.
- اگر مالک، اصلِ بدهی را قبول داشته باشد، «بدهی داشتن» قرینهایست بر «رهن بودن» این مال!
نظر شهید ثانی: قول دوم و سوم باطل است و تنها قول اول صحیح است. زیرا روایت قول دوم ضعیف است و قول سوم هم به خاطر جمع بین اخبار مطرح شد و قرینهای هم که آورد قطعی نیست.