عقوبات متفرقة
مورد دوم: وطی اموات
حکمِ وطی در اموات، همانند حکمِ وطی احیاء است. یعنی در شرائط، مقدار و کیفیت حد، مانند یکدیگر می باشند. اما از آنجایی که وطی اموات، گناه اشدّ و بالاتری است، لذا حدّی که باید برای آن اجرا شود سنگین تر خواهد بود.[۱]
نکته1: اگر وطی اموات، نسبت به زوجة میت یا کنیز حلال میت[۲] باشد، دیگر زنا محسوب نمی شود (اگرچه فعل حرام است و به همین خاطر تعزیر دارد).
سؤال1: این چه فعلی است که حرام است ولی زنا نیست؟ (در وطی زوجه میت یا کنیز حلال میت)
پاسخ: زیرا با مرگ این زن، زوجیت او نسبت به مرد از بین نمی رود. ولی در عین حال که زوجة محسوب می شود ولی وطی او به خاطر میت بودن حرام است. نشانه این مسئله (باقی بودن علقه زوجیت در زوجة میتة) این است که این زن همچمنان به مرد محرم است و لذا مرد می تواند او را غسل دهد.
کیفیت اثبات وطی اموات
قول اول: اثبات آن، مانند اثبات زنا و لواط است. یعنی همانطور که در زنا، برای اثبات آن نیازمند 4 شاهد عادل بودیم، در اینجا نیز برای اثبات، نیاز به شهادت 4 شاهد عادل است. علت هم این است که وطی اموات نیز نوعی زنا یا لواط است. (تازه اگر نگوییم به خاطر افحش بودن این عمل، برای اثبات نیازمند شاهد های بیشتری است!)
قول دوم: دو شاهد برای اثبات وطی اموات کافی است. زیرا در وطی اموات موطوء مرده است و زنا و لواط برای او ثابت نمی شود (شخص مرده که نمی تواند مرتکب زنا یا لواط شود). لذا این شهادت، شهادت بر فعل واحد است (قرار است زنا فقط در طرف واطی ثابت شود) و به همین دلیل موجب حدّ واحد است که همان دو شاهد در آن کفایت می کند (مثل حدّ بهیمه که دو شاهد می خواست، این جا هم دو شاهد کافی است. یعنی در وطی بهیمه هم مانند اینجا، قرار نیست حدّ در جانب حیوان هم ثابت شود! زیرا حیوان که اختیاری ندارد! دقیقا مانند میت).[۳]
اشکال شهید ثانی به قول دوم: قول دوم نادرست است. زیرا این قول نقض می شود به وطی اکراهی یا زنا با مجنونة. در این دو مورد، قرار است تنها یک حدّ ثابت شود زیرا زن مکرهه و یا مجنونه حد ندارد! اما با این وجود، در این دو مورد هم 4 شاهد نیاز است (حکم اجماعی است). به عبارت دیگر: اگر بیان قول دوم درست می بود، باید در زنا با مجنونه یا زن مکرهه نیز می گفتیم ما دو شاهد بیشتر نمی خواهیم (چون مجنونه و مکرهه که اختیاری نداشته اند و قرار نیست زنا در طرف آن ها ثابت شود) و حال آنکه اینگونه نیست و در این دو مورد هم نیاز به 4 شاهد است، پس قول دوم باطل است. لذا در بحث زنا و لواط، آنچه ثابت است اعتبار شهود اربعه است ولی نه به تعبیری که قائل قول دوم داشت.
نکته2: در نصوص نیز تعابیری وجود دارد که با قول دوم در تنافی است. روایت: «عَنْ عَمَّارٍ اَلسَّابَاطِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ رَجُلٍ يَشْهَدُ عَلَيْهِ ثَلاَثَةُ رِجَالٍ أَنَّهُ قَدْ زَنَى بِفُلاَنَةَ وَ يَشْهَدُ اَلرَّابِعُ أَنَّهُ لاَ يَدْرِي بِمَنْ زَنَى قَالَ لاَ يُحَدُّ وَ لاَ يُرْجَمُ» اگر قول دوم درست می بود، در این روایت باید زنا در جانب مرد کامل می شد زیرا 4 مرد بر زنا او شهادت داده اند! در حالی که بر هیچ کدام از طرفین زنا ثابت نشد!
سؤال2: اگر تعبیر قول دوم درست نیست، پس چرا زنا و لواط 4 شاهد می خواهد اما وطی بهیمه دو تا؟ (با اینکه وطی بهیمه افحش از زنا و لواط است).
پاسخ: این قیاس باطل است و صِرف افحش بودن دلیل بر حکم نمی شود. زیرا زنا نیاز به 4 شاهد دارد ولی قتل (که افحش از زناست) با 2 شاهد ثابت می شود! پس اینگونه نیست که گفته شود: هرچه گناه بالاتر باشد، شهود بیشتری را می خواهد. ولذا مسئله، یک مسئله تعبدی است و تعلیل قول دوم باطل است.
نکته3: در بحث زنا و لواط، اقرار فرع شهادت است.یعنی اگر در شهادت، با دو شاهد مسئله ثابت می شد، در اقرار هم با دوبار اقرار مسئله ثابت می شود ولی اگر در شهادت گفتیم که مسئله با 4 شاهد اثبات می شود، در اقرار هم می گوییم با 4 بار اقرار مسئله ثابت است.
البته تنها در مسئله زنا و لواط است که اقرار فرع شهادت است. ولی به طور کلی و در همه جا این مسئله ثابت نیست. زیرا در بسیاری موارد برای شهادت دو نفر باید باشند ولی با 1 بار اقرار مسئله ثابت می شود (مانند بحث وطی بهیمه).
نکته4: اگر در تعداد شهود و دفعات اقرار، میت را به حیّ ملحق کردیم، در مواردی که هم که در زنا، شهادت زنان را کافی دانستیم، در وطی اموات هم شهادت زنان را کافی میدانیم![۴] گرچه احتمال دارد در مانحن فیه هم کسی بگوید: در ما نحن فیه، تنها با شهادت 4 مرد حدّ ثابت است و در جایی که زن شهادت می دهد، ما شک می کنیم که حدّ ثابت می شود یا نمی شود. الحدود تدرا بالشبهات.