سؤال1: اگر در عقدِ مضاربه، شرطِ لزوم یا أجل شود، تکلیف چیست؟ مثال: زید به عمرو بگوید: «من با تو عقد مضاربه انجام میدهم به شرطِ اینکه این عقد مضاربه، لازم باشد و نه جایز!» یا اینکه بگوید: «من با تو عقدِ مضاربه انجام میدهم به شرطِ اینکه تا دو سال این عقدِ مضاربه لازم باشد» در این صورت تکلیف چیست؟
پاسخ: هیچکدام از این دو شرط (شرط لزوم و شرط اجل) صحیح نخواهد بود به این معنا که:
الف) اگر شرط لزوم شود، بر طرفین واجب نیست به آن ملتزم باشند و عمل کنند.[۱] یعنی عقدِ مضاربه صحیح است ولی شرطِ مطرح شده در آن فاسد است.
دلیل: استصحابِ جواز. قبل از وقوع این شرط، عقد مضاربه جائز بود. حالا که این شرط مطرح شد، شک میکنیم که آیا عقد مضاربه لازم شد یا همچنان جایز است، جواز را استصحاب میکنیم و میگوییم: «عقد مضاربه همچنان جایز است».
ب) اگر شرط أجل شود، این أجل اعتبار ندارد؛ یعنی حتّی در زمانی که تعیین شده است برای لازم بودن عقد مضاربه، عقد مضاربه همچنان در همان زمان نیز جائز خواهد بود و فسخ آن ممکن است.
نکته1: البته شرطِ أجل، یک خاصیّت دارد و آن اینکه: بعد از پایان مدّت أجل، دیگر عامل حقّ تصرّف ندارد مگر اینکه عامل اذن جدید بگیرد.
نکته2: شهید اول فرمودند «ولا يصحّ اشتراط اللزوم أو الأجل فيها». شهید ثانی میفرمایند: از اینکه شهید اوّل، شرط لزوم و اجل را کنار هم آوردند معلوم میشود که ایشان میخواهند بگویند که در هر دو، عقد صحیح است ولی اصلِ شرطها باطل است. در حالی که مشهور علماء معتقدند که در شرطِ لزوم، علاوه بر اینکه خودِ شرط باطل است، مفسد و مبطلِ عقد نیز میباشد. یعنی اگر کسی شرطِ لزوم عقد مضاربه را مطرح کند، اصلِ عقدِ او باطل خواهد بود زیرا اصلِ این شرط، با مقتضای عقدِ ما منافات دارد! مقتضای عقد مضاربه جواز است و این شرط دقیقا مخالف این مقتضاست.
البته شهید ثانی هم احتمال میدهند که مراد مصنّف هم، همین قولِ مشهور باشد! یعنی شهید اوّل تنها در مقام بیان این بودند که این دو شرط فاسدند و نظر به این نداشتند که کدام مُفسِد اصلِ عقد هم هست یا نیست.
امّا شرطِ اجل، مُفسِد عقد نیست! زیرا این شرط، مانند سایر شروطی است که مالک میتواند برای عامل قرار دهد. در واقع، اذن در تصرّف خودش را موقّت کرده است و این منافاتی با مقتضای عقد ندارد.
نکته3: عامل موظّف است به تمام شرایطی که مالک برای او قرار میدهد عمل کند. برای مثال: اگر مالک به عامل بگوید: «با این پول، فقط برنج خرید و فروش کن» در این صورت دیگر عامل حق ندارد با این پول چیز دیگری (مانند انگشتر) خرید و فروش کند.
سؤال2: اگر عامل با این شرایط تعیین شده از جانب مالک مخالفت کند، تکلیف چیست؟
پاسخ: عامل در عقد مضاربه امین محسوب میشود به این معنا که اگر مالی در دستِ او تلف شود (بدون افراط و تفریط) ضامن نخواهد بود. ولی در این صورتی که مطرح شد (مخالفت با کلام مالک) عامل دیگر ضامن خواهد بود یعنی یکی از اثرات عمل نکردن به دستورات مالک، این است که عامل ضامن میشود.
سؤال3: اگر عامل با مالک مخالفت کند، ولی این مخالفت سببِ ایجاد سود شود، در این صورت تکلیف چیست؟
پاسخ: طبق قواعد فقهی، این معاملات عامل منوط به اجازه مالک است (معامله فضولی) ولی در اینجا روایتی داریم که دلالت میکند بر صحّت چنین معاملهای و تقسیم سود آن به نسبتی که توافق شده بود.
نکته4: اگر مالک برای عامل شرایطی را تعیین نکند و عقد مضاربه به صورت مطلق بسته شود، در این صورت عامل میتواند هر تصرّف و تجارتی سود دهی که دلش خواست انجام دهد.
سؤال4: هزینههای جاری برای تجارت (نقل وانتقالات، کارگر و...) بر عهده چه کسی است؟ مالک یا عامل یا هر دو؟
پاسخ: در تطبیق خواهد آمد.