درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۹۳: کتاب المیراث ۳۱: سهام مقدره ۱۷

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسئله هشتم / اجتماع اخوة و اجداد

طبقه دوم ارث

مسئله هشتم

اگر اخوة و اجداد، با یکدیگر جمع شوند (هم پدری و هم مادری)، در این صورت:

الف) اخوة و اجداد مادری (قرابة الام): همه با هم ثلث ارث را می برند. در بین خودشان هم، سهم پسر و دختر مساوی است.

ب) اخوة و اجداد پدری (قرابة الاب): همه با هم دو ثلث ارث را می برند. در بین خودشان هم، پسر ها دو برابر دختر ها ارث می برند.

تمرین1: اگر جد و جدة و اخ و اخت امی، با جد و جدة و اخ و اخت ابی جمع شوند، ارث را چگونه بین این ها باید تقسیم کنیم؟

پاسخ: اقرباء امی (جد و جدة و اخ و اخت امی) ثلث مال را می برند. اقرباء ابی (جد و جدة و اخ و اخت ابی) هم دو ثلث مال را می برند. حال اقرباء امی، باید ارثی که بهشان رسیده است (یک سوم) را چهار قسمت کنند و در بین خود تقسیم کنند (هر کدام یک سهم بر می دارند). اما اقرباء ابی، باید سهمی که بهشان رسیده است (دو سوم) را شش قسمت کنند و جد و اخ، هر کدام دو سهم برداند و جدة و اخت هر کدام یک سهم. پس به طور کلی، مال را به 12 قسمت تقسیم می کنیم. در این صورت 4 قسمت را به اقرباء امی می دهیم (که به هر کدام یک قسمت می رسد) 8 قسمت باقی مانده را به اقرباء ابی می دهیم. ولی در اینجا با یک چالش مواجه می شویم و آن اینکه 8، بر 6 بخش پذیر نیست و اعشار پیدا می کند.

شهید برای حل این مشکل، راهکاری ارائه می کنند: ایشان می فرمایند در سهام اقرباء اب (که دو ثلث است) یک عدد دو داریم (دو سوم) و یک عدد 6 (چون باید این دو سوم، به 6 قسمت تقسیم شود). عدد دو را کنار می گذاریم (زیرا 6 و 2 ، هر دو بر دو بخش پذیرند) و تنها عدد 6 باقی می ماند. از طرف دیگر، در سهام اقرباء ام، یک عدد 4 داریم (چون سهام اقرباء ام باید تقسیم بر 4 شود). حال بین 4 و 6، اگر بخواهیم مخرج مشترک بگیریم، می شود 12.

حال این عدد 12 را باید در عدد 3 ضرب کنیم (چون مال در ابتدا باید سه قسمت شود که دو قسمت به اقرباء اب و یک قسمت به اقرباء ام برسد) که می شود 36. حال یک سوم آن را (12) به اقرباء ام می دهیم که بین خودشان تقسیم بر سه می شود و هر کدام 3 قست از 36 قسمت کل را می برند. بعد باقی مانده را که دو سوم است (24) به اقرباء اب می دهیم که باید بین خودشان به 6 قسمت تقسیم کنند که می شود 4. به اخ و جد هر کدام 8 قسمت و به اخت و جدة هر کدام 4 قسمت می رسد.

تمرین2: اگر از طرف ام، فقط اخ و جد را داشته باشیم و از طرق اب هم، تنها اخ و جد را داشته باشیم، در این صورت، الکلام، الکلام. یعنی ثلث به قرابت ام داده می شود و دو سوم باقی مانده به قرابت اب داده می شود. ولی در اینجا دیگر نیاز نیست سهام از 36 محاسبه شود! به راحتی سهام را از 6 محاسبه می کنیم. دو سهم از 6 سهم را به قرابت ام می دهیم که بینشان بالسویه تقسیم می شود و چهار سهم را هم به قرابت اب می دهیم که بینشان به صورت مساوی تقسیم می شود (هر کدام دو سهم).

۴

تطبیق مسئله هشتم / اجتماع اخوة و اجداد

﴿ الثامنة ﴾:

﴿ لو اجتمع الإخوة والأجداد (اگر اخوة و اجداد جمع شوند) ، فلقرابة الاُمّ من الإخوة والأجداد الثلث بينهم بالسويّة (این یک سوم، بینشان به صورت مساوی تقسیم می شود) ﴾ ذكوراً كانوا أم إناثاً، أم ذكوراً وإناثاً، متعدّدين في الطرفين (اخوة متعدد و اجداد هم متعدد باشند) أم متّحدين ﴿ ولقرابة الأب من الإخوة والأجداد الثلثان، بينهم للذكر ضِعف الاُنثى (در بین خودشان، سهم پسر ها دو برابر دختر هاست) كذلك (متعددین فی الطرفین ام متحدین) ﴾ فلو كان المجتمعون فيهما جدّاً وجدّة للاُمّ وأخاً واُختاً لها (ام) (قرابت ام: جد + جدة + اخ + اخت) ، وجدّاً وجدّة للأب وأخاً واُختاً له (اب) (قرابت اب: جد + جدة + اخ + اخت) فلأقرباء الاُمّ الثلثُ ـ واحد من ثلاثة أصل الفريضة (ابتداءاً مال باید سه قسمت شود که یک قسمت به اقرباء ام می رسد) ـ وسهامهم أربعة (این یک سوم، باید در بین اقرباء ام، 4 قسمت شود. زیرا دختر ها و پسر ها یکسان ارث می برند) ، ولأقرباء الأب اثنان منها (من ثلاثة اصل فریضه) (اقرباء اب هم، دو سوم اصل ارث را می برند) ، وسهامهم ستّة (سهام اقرباء اب را در بین خودشان باید 6 قسمت کرد. زیرا پسر، دو برابر دختر ارث می برد) ، فيطرح المتداخل (منظور از متداخل در اینجا، عدد دو است که همان دو ثلث اقرباء ام است) والعددان (عدد 6 که سهام اقرباء اب در بن خودشان است و عدد 4 که سهام اقرباء ام در بین خودشان است) يتوافقان بالنصف (4 را تقسیم بر دو می کنیم که می شود 2. سپس دو را در 6 ضرب می کنیم که می شود 12) ، فيضرب الوفق (ضرب می شود نصف یکی از این دو عدد ـ 4 یا 6 ـ) وهو اثنان في ستّة (2×6=12) ثمّ المرتفع (حاصل ضرب که همان 12 است) في أصل الفريضة (که سه قسمت بود) يبلغ ستّةً وثلاثين (12 × 3 = 36)، ثلثها لأقرباء الاُمّ الأربعة لكلٍّ ثلاثة (ثلث آن را که 12 باشد، به اقرباء ام می دهیم که بینشان به صورت مساوی تقسیم می شود ـ تقسیم بر 4 ـ که هر کدام سه سهم از 36 سهم کل را می برند) ، وثلثاها (دو سوم 36 که می شود 24) لأقرباء الأب الأربعة بالتفاوت (جد و اخ هر کدام 8 قسمت می برند ـ 4×2=8 / جدة و اخت هر کدام 4 قسمت می برند)، فلكلّ اُنثى أربعة ولكلّ ذكر ثمانية. 

وكذا الحكم لو كان من طرف الاُمّ أخ وجدّ، ومثلهما من طرف الأب (طرف ام: اخ + جد / طرف اب: اخ + جد) وإن اختلفت الفريضة (دیگر فریضه در اینجا از 36 حساب نمی شود. بلکه از 6 محاسبه می شود  ـ 3×2=6 ـ که 4 قسمت به اقرباء اب و دو قسمت به اقرباء ام می رسد)

۵

بیان برخی فروع

بیان برخی فروع

فرع اول: اگر از طرف قرابت امی، تنها جد یا جدة باشد. اما از طرف قرابت ابی، هم اجداد باشند و هم اخوة. در اینجا، جد یا جدة امی، به تنهایی ثلث مال را می برد ولی اخوة و اجداد ابی، اگرچه متعدد باشند، ولی همه این ها با همدیگر، دو ثلث ارث را می برند.[۱]

فرع دوم: اگر جدة امی، به همراه جد و اخ ابی باشند، در این صورت به هر کدام یک ثلث ارث می رسد. زیرا ثلث مال که به قرابت ام می رسد که همان جدة امی (به تنهایی) است. دو سوم هم به جد و اخ ابی می رسد که بینشان بالسویه تقسیم می شود که می شود هر کدام یک سوم.

فرع سوم: اگر جدة امی، به همراه جدة و اخ ابی باشند، در این صورت به جدة امی که یک سوم داده می شود و دو سوم باقی مانده به جدة و اخ ابی می رسد. حال این دو سوم را باید سه قسمت کرد (دو قسمت به اخ و یک قسمت به جدة ابی) در این صورت، سهم جدة ابی می شود یک سوم از دو سوم که می شود $\frac{۲}{۹}$. سهم اخ ابی هم می شود دو سوم از دو سوم که می شود $\frac{۴}{۹}$

نکته: البته اگر جدة امی، با جد و اخت ابی هم باشد، دقیقا همین عملیات صورت می گیرد.

فرع چهارم: اگر از طرف قرابت ام، فقط یک اخ یا اخت بود، در این صورت نمی توان گفت که به آن یک سوم داده می شود. زیرا کلالة امی واحد، فرض دارد (کلالة امی واحد= یک ششم / کلالة امی متعدد = یک سوم) و باقی مانده هر چه بود به قرابت اب داده می شود.

اما در جد و جدة امی اینگونه نیست و آن ها فرضی ندارند  و لذا به آن ها ثلث داده می شود.

فرع پنجم: اگر جدین امی یا یکی از آن ها به همراه اخوة امی باشند (جد یا جدة امی + کلالة امی)، در این صورت دیگر به فرض کلالة امی عمل نمیشود! زیرا فرض کلالة امی در صورتی اعمال می شود که تنها باشند. ولی در صورت اجتماعشان با اجداد امی، دیگر فرض را نمی برند.


شهید این فرع را ذکر کردند تا بگویند: یک وقت کسی فکر نکند که چون جد یا جدة امی یک نفر است و سهم او بیشتر از برخی افراد در قرابت اب می شود، پس باید تغییری در ارث ایجاد کرد! همچین مسئله ای نیست و باید طبق همان قانون سابق (قرابت ام = یک سوم / قرابت اب = دو سوم) عمل کرد.

۶

تطبیق بیان برخی فروع

و (فرع اول:) لو كان المجتمع من طرف الجدودة (جمع جد) للاُمّ جدّاً واحداً أو جدّة (پدر بزرگ یا مادر بزرگ مادری) ، مع الأجداد والإخوة المتعدّدين من طرف الأب (اقرباء اب: جد + جدة + اخ + اخت) ، فللجدّ أو الجدّة للاُمّ الثلث، والباقي للإخوة والأجداد للأب بالسويّة (بین اقرباء اب مساوی تقسیم می شود) مع تساويهم ذكوريّة واُنوثيّة (در صورتی که همه مرد یا زن باشند) وبالاختلاف مع الاختلاف (اگر هم مرد دارند و هم زن، دو به یک تقسیم می شود).

و (فرع دوم:) لو فُرض جدّة لاُمّ وجدّ لأب وأخ لأب، فلكلّ واحد منهم الثلث (اگر یک جدة امی داشته باشیم و یک جد ابی و یک اخ ابی، در این صورت به هر کدام، یک سوم ارث می رسد) .

و (فرع سوم:) لو كان بدل الجدّ للأب جدّة (در فرع دوم، اگر به جای جد ابی، جدة ابی داشتیم) فلها ثلث الثلثين (جدة ابی = یک سوم از دو سوم را می برد) ـ اثنان من تسعة (دو نهم) (طبیعتا اخ هم چهارم نهم می برد) ـ وكذا لو كان بدل الأخ اُختاً (اگر به جای جد، جدة نگذاشتیم ولی به جای اخ، اخت گذاشتیم، باز هم حکم به همین صورت است) ، فلها ثلثهما (برای اخت ابی، یک سومِ دو سوم است که می شود دو نهم) .

و (فرع چهارم:) لو خلّف أخاً أو اُختاً لاُمّ مع الأجداد مطلقاً (چه متعدد چه واحد، چه ذکر و چه انثی) للأب (اگر کلالة امی واحد داشته باشیم همراه با اجداد ابی) ، فللأخ أو الاُخت السدس (زیرا اخ و اخت امی، فرض قرآنی دارد) ، والباقي للأجداد. ولو تعدّد الإخوة للاُمّ فلهم الثلث (اگر اخوة امی متعدد بودند بازهم فرض دارند که همان یک سوم است). وهذا بخلاف الجدّ والجدّة للاُمّ فإنّ له الثلث وإن اتّحد  (جد و جدة امی فرض ندارند و لذا همان یک سوم را می برند).

و (فرع پنجم:) لو خلّف الجدّين للاُمّ أو أحدهما مع الإخوة للاُمّ (به خلاف فرع قبل، کلالة امی با اجداد امی جمع شده اند) وجدّاً أو جدّة للأب، فللمتقرّب بالاُمّ من الجدودة والإخوة الثلث (متقربان امی همه با هم یک سوم ارث را می برند. زیرا کلالة امی، در صورتی فرض دارد که تنها باشد نه همراه با اجداد امی!) وللجدّة للأب الثلثان، وعلى هذا قس ما يرد عليك (سایر مسائلی که برایت پیش می آید را طبق همین قواعدی که برایت بیان کردیم، حل کن) .

۷

مسئله نهم / اجداد اعلی و ابناء الاخوة

طبقه دوم ارث

مسئله نهم

بحث در مورد پدر و مادرِ جد و جدة یا اجدادِ جد و جدة و همچنین فرزندان اخ و اخت میت می باشد. در مسئله نهم، 4 مطلب بیان خواهد شد:

مطلب اول: جد هر چه قدر هم که بالا برود، مال را اخوة تقسیم می کند.[۱] دلیل این مطلب هم این است که نصوص، می گویند: «اخوة و اجداد در ارث مساویند». اجداد هم در نصوص، به صورت مطلق بیان شده است و گفته نشده اجداد اسفل یا اجداد اعلی. برای مثال در روایتی می خوانیم: «عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: اَلْجَدُّ يُقَاسِمُ اَلْإِخْوَةَ حَتَّى يَكُونَ اَلسُّبُعُ خَيْراً لَهُ.» در روایت گفته شده «الجد» که هم می تواند شامل جد اعلی شود و هم اسفل.

مطلب دوم: ابن الاخ، مال را با جد تقسیم می کند.[۲] دلیل این مطلب هم اطلاق نصوص است. همچنین در اینجا روایت خاص هم داریم: «عَنْ رِفَاعَةَ عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنِ اِبْنِ أَخٍ وَ جَدٍّ فَقَالَ اَلْمَالُ بَيْنَهُمَا نِصْفَانِ»


یعنی نمی توان گفت: تا وقتی اخوة هستند، نوبت به اجداد اعلی نمی رسد! بلکه اگر جد وجود ندارد، پدرِ جد می تواند در کنار اخوة ارث ببرد.

همانطور که جد اعلی می توان با اخ شریک شود، از طرف دیگر، ابن الاخ هم می تواند در صورت نبود اخ برای میت، با جد اسفل شریک شود.

۸

تطبیق مسئله نهم / اجداد اعلی و ابناء الاخوة

﴿ التاسعة ﴾:

﴿ الجدّ وإن علا (جد ولو اینکه بالا رود) يقاسم الإخوة (مال را با اخوة تقسیم می کند) ﴾ ولا يمنع بُعدُ الجدّ الأعلى بالنسبة إلى الجدّ الأسفل المساوي للإخوة (منع نمی کند بعید بودن جد اعلی نسبت به جد اسفل ـ که جد اسفل مساوی با اخوة است ـ) ؛ (دلیل این مطلب:) لإطلاق النصوص بتساوي الإخوة والأجداد (روایات می گویند «الجد یقاسم الاخوة» که جد مطلق است) الصادق بذلك ﴿ و ﴾ كذلك ﴿ ابن الأخ وإن نزل يقاسم الأجداد (فرزند اخ هم در کنار اجداد ارث می برد) ﴾ الدنيا (اجداد نزدیک و اسفل) وإن كانوا مساوين للإخوة (اگرچه اجداد با اخوة مساویند) المتقدّمين رتبةً على أولادهم (خود اخوة هم بر اولاد خود مقدم اند) ؛ لما ذكر (به خاطر اطلاق نصوص) (همچنین در اینجا روایت خاص هم داریم)  .

(جد یا جدة ادنی، ولو امی باشند، مانع ارث بردن جد اعلی می شوند ـ حتی اگر جد اعلی، ابی باشد ـ ولی جد، ولو ادنی باشد مانع ارث بردن ابن اخ نیست ـ فرع قبلی بیان شد ـ هم چنین هر کدام از اجداد، نسبت به طبقه بالایی مانع اند)

﴿ وإنّما يَمنعُ الجدُّ ﴾ بالرفع ﴿ الأدنى (منع می کند جد ادنی) ﴾ والجدّةُ (جدة ادنی) وإن كانا للاُمّ (ولو این جد و جدة امی باشند) ﴿ الجدَّ ﴾ بالنصب ﴿ الأعلى ﴾ (جد ادنی، جد اعلی را منع می کند) وإن كان للأب (حتی اگر جد اعلی ابی باشد) ، دون أولاد الإخوة مطلقاً (جد، نمی تواند اولاد اخوة را مانع باشد) (مطلقا: و ان نزل) وكذا يمنع كلّ طبقة من الأجداد من فوقَها ولا يمنعهم الإخوة (همچنین منع می کند هر طبقه ای از اجداد، آن کسی را که بالاتر از اوست ولی اخوة مانع نمی شود) .

﴿ الثامنة :

﴿ لو اجتمع الإخوة والأجداد، فلقرابة الاُمّ من الإخوة والأجداد الثلث بينهم بالسويّة ذكوراً كانوا أم إناثاً، أم ذكوراً وإناثاً، متعدّدين في الطرفين أم متّحدين ﴿ ولقرابة الأب من الإخوة والأجداد الثلثان، بينهم للذكر ضِعف الاُنثى كذلك فلو كان المجتمعون فيهما جدّاً وجدّة للاُمّ وأخاً واُختاً لها، وجدّاً وجدّة للأب وأخاً واُختاً له فلأقرباء الاُمّ الثلثُ ـ واحد من ثلاثة أصل الفريضة ـ وسهامهم أربعة، ولأقرباء الأب اثنان منها، وسهامهم ستّة، فيطرح المتداخل والعددان يتوافقان بالنصف، فيضرب الوفق وهو اثنان في ستّة ثمّ المرتفع في أصل الفريضة يبلغ ستّةً وثلاثين، ثلثها لأقرباء الاُمّ الأربعة لكلٍّ ثلاثة، وثلثاها لأقرباء الأب الأربعة بالتفاوت، فلكلّ اُنثى أربعة ولكلّ ذكر ثمانية.

وكذا الحكم لو كان من طرف الاُمّ أخ وجدّ، ومثلهما من طرف الأب وإن اختلفت الفريضة.

ولو كان المجتمع من طرف الجدودة للاُمّ جدّاً واحداً أو جدّة، مع الأجداد والإخوة المتعدّدين من طرف الأب، فللجدّ أو الجدّة للاُمّ الثلث، والباقي للإخوة والأجداد للأب بالسويّة مع تساويهم ذكوريّة واُنوثيّة وبالاختلاف مع الاختلاف.

ولو فُرض جدّة لاُمّ وجدّ لأب وأخ لأب، فلكلّ واحد منهم الثلث.

ولو كان بدل الجدّ للأب جدّة فلها ثلث الثلثين ـ اثنان من تسعة ـ وكذا لو كان بدل الأخ اُختاً، فلها ثلثهما.

ولو خلّف أخاً أو اُختاً لاُمّ مع الأجداد مطلقاً (١) للأب، فللأخ أو الاُخت

__________________

(١) ذكوراً كانوا أم إناثاً أم بالتفريق.

السدس، والباقي للأجداد. ولو تعدّد الإخوة للاُمّ فلهم الثلث. وهذا بخلاف الجدّ والجدّة للاُمّ فإنّ له الثلث وإن اتّحد.

ولو خلّف الجدّين للاُمّ أو أحدهما مع الإخوة للاُمّ وجدّاً أو جدّة للأب، فللمتقرّب بالاُمّ من الجدودة والإخوة الثلث وللجدّة للأب الثلثان، وعلى هذا قس ما يرد عليك.

﴿ التاسعة :

﴿ الجدّ وإن علا يقاسم الإخوة ولا يمنع بُعدُ الجدّ الأعلى بالنسبة إلى الجدّ الأسفل المساوي للإخوة؛ لإطلاق النصوص بتساوي الإخوة والأجداد (١) الصادق بذلك ﴿ و كذلك ﴿ ابن الأخ وإن نزل يقاسم الأجداد الدنيا وإن كانوا مساوين للإخوة المتقدّمين رتبةً على أولادهم؛ لما ذكر (٢).

﴿ وإنّما يَمنعُ الجدُّ بالرفع ﴿ الأدنى والجدّةُ وإن كانا للاُمّ ﴿ الجدَّ بالنصب ﴿ الأعلى وإن كان للأب، دون أولاد الإخوة مطلقاً (٣) وكذا يمنع كلّ طبقة من الأجداد من فوقَها ولا يمنعهم الإخوة.

﴿ ويمنع الأخُ وإن كان للاُمّ ومثله الاُخت ﴿ ابنَ الأخ وإن كان للأبوين؛ لأنّهما جهة واحدة يمنع الأقربُ منها الأبعدَ.

﴿ و كذا ﴿ يمنع ابنُ الأخ مطلقاً ﴿ ابن ابنه مطلقاً ﴿ وعلى هذا القياس يمنع كلّ أقرب بمرتبة وإن كان للاُمّ الأبعدَ وإن كان للأبوين. خلافاً للفضل

__________________

(١) الوسائل ١٧: ٤٨٨، الباب ٦ من أبواب ميراث الإخوة والأجداد.

(٢) من إطلاق النصوص.

(٣) سواء كانوا لأبوين أم لأحدهما.