درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۷۹: کتاب المیراث ۱۷: سهام مقدره ۳

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

سهام منضمة / مورد اول تا پنجم

مقدمه: جلسه قبل، بیان شد که سهام منضمة، مجموعا 36 فرض دارد. از این 36 حالت، 15 مورد تکراری است (مثلا دو سوم و یک چهارم، دو بار در جدول وجود دارد که یک بار آن می شود تکراری) و 21 مورد باقی می ماند. از این 21 مورد، 8 مورد ممتنع است (یک دوم با دو سوم / یک چهارم با یک چهارم / یک چهارم با یک هشتم / یک هشتم با یک هشتم / یک هشتم با یک سوم / دو سوم با دو سوم / یک سوم با یک سوم / یک سوم با یک ششم) که دلیل امتناع این 8 مورد هم در جلسه قبل بیان شد.[۱] لذا در نهایت، از 36 مورد، 13 مورد باقی ماند. حال می خواهیم این 13 مورد را بیان و بررسی کنیم.

بیان 13 مورد سهام منضمة

مورد اول: یک دوم با یک دوم

یک دوم (نصف) برای اشخاص زیر بود:

  • زوج (در صورتی که میت ولد نداشته باشد)
  • بنت واحدة
  • اخت ابوینی واحدة
  • اخت ابی واحدة

لذا تنها فرضی که این صورت دارد، در صورتی است که زوج، با اخت ابوینی یا ابی جمع شود (زوج نمی تواند در این صورت با بنت واحد جمع شود! زیرا زوج در صورتی نصف ارث می برد که میت ولدی نداشته باشد لذا بنت واحد را نمی شود در نظر گرفت)

مورد دوم: یک دوم با یک چهارم

مثل: زوجة (در صورتی که میت ولدی نداشته باشد) همراه با اخت ابوینی یا ابی. (باز نمی توان زوجة را بنت واحدة جمع کرد! زیرا در این صورت زوجة باید یک هشتم ارث ببرد و نه یک چهارم)

مثل: زوج (در صورتی که میت ولد داشته باشد) همراه با بنت واحدة.

مورد سوم: یک دوم با یک هشتم

زوجة (در صورتی که میت ولد داشته باشد) همراه با بنت واحدة.

مورد چهارم: یک دوم با یک ثلث [۲]

مثل: زوج (در صورتی که میت ولدی نداشته باشد) همراه با امّ (در صورتی که حاجب ـ اخوة یا ولد ـ نداشته باشد).

مثل: اخت ابی واحد همراه با کلالة امی متعدد.

مورد پنجم: یک دوم با یک ششم

مثل: زوج (در صورتی که میت ولدی نداشته باشد) همراه با کلالة امی واحد

مثل: بنت واحدة همراه با ام (در صورتی که ام حاجب داشته باشد)

مثل: اخت ابی یا ابوینی همراه با کلالة امی واحد


مطالب این چند جلسه، مانند زیربنا برای بحث ارث می مانند و اگر این مباحث را خوب یاد نگیرید، در سایر مطالبی که بعدا می آید به مشکل خواهید خورد.

یک دوم با دو سوم، جزو موارد ممتنع بود. زیرا مستلزم عول ـ بیشتر شدن سهام مفروض از 100% ـ می شد.

۴

تطبیق سهام منضمة / مورد اول تا پنجم

ويبقى من الصور ثلاث عشرة (باقی می ماند از صورت های 36 گانه، 13 مورد ـ 15 مورد تکراری و 8 مورد ممتنع بودند ـ) ، فرضها واقع صحيح (فرض این موارد 13 گانه هم صحیح است و هم واقع شده است) ، قد أشار المصنّف منها إلى تسع بقوله (مرحوم شهید اول به 9 مورد از این 13 مورد اشاره کرده اند که شهید ثانی، به 4 مورد دیگر اشاره می کنند) :

﴿ ويجتمع النصف مع مثله (ابتدا موارد جمع یک دوم با سایر موارد را بیان می کنند) ﴾ كزوج واُخت لأب (زوج بدون ولد ـ برای میت ـ همراه با اخت ابی) (سؤال: چرا زوج را با اخت جمع کرد ولی با بنت جمع نکرد؟ پاسخ: زیرا در صورت وجود بنت برای میت، دیگر سهم زوج، یک دوم نخواهد بود و یک چهارم ارث می برد) . ﴿ ومع الربع (یجتمع النصف مع الربع) ﴾ كزوجة (زوجة بدون ولد) واُخت كذلك (ابی یا ابوینی) ، وكزوج وبنت (زوج با ولد همراه با دختر میت) . ﴿ و ﴾ مع ﴿ الثمن (یجتمع النصف مع الثمن) ﴾ كزوجة وبنت (زوجة همراه با ولد به همراه دختر واحد برای میت). وقد تقدّم أنّه لا يجتمع مع الثلثين؛ لاستلزامه العول (نصف با دو سوم جمع نمی شود زیرا مستلزم عول است ـ صفحه 178 بیان شد ـ). ﴿ و ﴾ يجتمع ﴿ مع الثلث (نصف با یک سوم جمع می شود) ﴾ كزوج واُمّ (زوج بدون ولد و ام بدون حاجب) ، وككلالة الاُمّ المتعدّدة مع اُختٍ لأب (کلاله امی ثلث می برند و اخت ابی هم نصف می برد) . ﴿ و ﴾ مع ﴿ السدس (یجتمع النصف مع السدس) ﴾ كزوج وواحد من كلالة الاُمّ (زوج بدون ولد نصف می برد و کلاله امی واحد، یک ششم می برد) ، وكبنت مع اُمّ (بنت واحدة نصف می برد و مادر هم یک ششم) ، وكاُخت لأب مع واحد من كلالة الاُمّ (اخت ابی یا ابوینی، نصف می برد همراه با یکی از کلاله ام).

۵

سهام منضمة / مورد ششم تا نهم

مورد ششم: یک چهارم با دو سوم

مثل: زوج (در صورتی که میت ولد داشته باشد) همراه با دو دختر.

مثل: زوجة (در صورتی که میت ولد نداشته باشد) همراه با اختین ابی یا ابوینی. (زوجة با بنتین جمع نمی شود زیرا بنت، حاجب برای زوجة می شود و سهم زوجة را به یک هشتم تنزّل می دهد)

مورد هفتم: یک هشتم با دو سوم

زوجة (در صورتی که میت ولد داشته باشد) همراه با بنتین فصاعداً.

مورد هشتم: یک چهارم با یک سوم

مثل: زوجة (در صورتی که میت ولد نداشته باشد) همراه با ام (در صورتی که حاجب نداشته باشد)

مثل: زوجة (در صورتی که میت ولدی نداشته باشد) همراه با کلالة ام متعدد.

مورد نهم: یک چهارم با یک ششم

مثل: زوجة (در صورتی که میت ولد نداشته باشد) همراه با یکی از کلالة ام.

مثل: زوج (در صورتی که میت ولد داشته باشد) همراه با یکی از ابوین (در صورتی که ابن وجود داشته باشد)[۱]


البته در اینجا، یک چهارم را زوج می برد و یک ششم را ابوین و باقی را ابن می برد! البته این ارثی که ابن می برد، بالفرض نیست بلکه بالقرابة است.

۶

تطبیق سهام منضمة / مورد ششم تا نهم

﴿ ويجتمع الربعُ والثمن مع الثلثين (اینجا کمی ترتیب را شهید اول به هم زده اند. زیرا اول با یک چهارم ها را می گفتند و بعد سراغ یک هشتم می رفتند!) ﴾ فالأوّل (یک چهارم با دو سوم:) كزوج وابنتين (زوج همراه با ولد برای میت ـ ربع ـ همراه با دو دختر ـ دو سوم ـ) وكزوجة (بدون ولد برای میت) واُختين لأب (دو سوم می برند) والثاني (یک هشتم با دو سوم:) كزوجة (در صورت وجود ولد برای میت که یک هشتم می برد) وابنتين (دو سوم ارث می برند).

﴿ ويجتمع الربعُ مع الثلث ﴾ كزوجة (بدون ولد ربع می برد) واُمّ (بدون حاجب یک سوم می برد) . وزوجةٍ (بدون ولد یک چهارم می برد) مع متعدّد من كلالة الاُمّ (یک سوم ارث می برند) . ومع السدس (یک چهارم با یک ششم جمع شود:) كزوجة (در صورت عدم ولد برای میت یک چهارم می برد)  وواحد من كلالة الاُمّ (یک ششم می برد) ، وكزوج وأحدِ الأبوين مع ابن (فعلا با سهم ابن کاری نداریم چون او با قرابت ارث میبرد و نه بالفرض) .

۷

سهام منضمة / مورد دهم تا سیزدهم

(مورد دهم: یک هشتم و یک ششم: زوجة ـ در صورتی که میت ولد داشته باشد ـ همراه با یکی از پدر و مادر و ابن)

﴿ ويجتمع الثمنُ مع السدس ﴾ كزوجة وابن وأحد الأبوين.

(مورد یازدهم: دو سوم و یک سوم: اخوة امی ـ که یک سوم می برند ـ همراه با دو خواهر ابی یا ابوینی به بالا ـ که دو سوم ارث می بردند ـ.)

ويجتمع الثلثان مع الثلث، كإخوة لاُمّ مع اُختين فصاعداً لأب.

(مورد دوازدهم: دو سوم با یک ششم: دو دختر برای میت ـ دو سوم ـ و یکی از پدر و مادر که به خاطر وجود حاجب یک ششم ارث میبرند / اختین ابوینی ـ که دو سوم می برند ـ همراه با یکی از کلالة ام ـ که یک ششم ارث می برد)

ومع السدس كبنتين وأحد الأبوين، وكاُختين لأب مع واحد من كلالة الاُمّ.

(مورد سیزدهم: یک ششم با یک ششم: پدر و مادر همراه با ولد برای میت. به هر یک از پدر و مادر یک ششم می دهند و ما بقی به پسر میت داده می شود)

ويجتمع السدس مع السدس كأبوين مع الولد.

فهذه جملة الصور التي يمكن اجتماعها بالفرض ثنائيّاً (یعنی این فروض، در صورتی بود که بخواهیم بین دو گروه ارث را تقسیم کنیم نه بیشتر) ، وهي ثلاث عشرة.

۸

سهام منضمه بالقرابه

مقدمه: تا به حال، بحث در مورد اجتماع مواردی بود که «بالفرض» سهم الارثی وجود داشت. ولی گاهی ارث، به عنوان قرابت تقسیم می شود. (مثلا میت از دنیا می رود و 4 پسر دارد. به هر کدام از این پسر ها یک چهارم ارث می رسد! این یک چهارم «بالقرابة» است و نه «بالفرض») حال می خواهیم از صوَر اجتماع، «لا بحسب الفرض» بحث کنیم.

بیان مطلب: صور اجتماع «لا بحسب الفرض» موارد محصوری ندارد! یعنی صوَر آن بسیار زیاد خواهد بود![۱]

شهید برخی موارد را مثال میزنند و می فرمایند، همان موارد 8 گانه ای که قبلا حکم به بطلان آن ها می کردیم، در اینجا فرضش صحیح خواهد بود (البته غیر از مواردی که موجب عول می شد) :

  • ربع با ربع: قبلا در سهام منضمه بالفرض، بیان شد که این صورت ممتنع است. اما در ارث بالقرابة ممتنع نیست! مثل اجتماع بنتین، مع ابن واحد. در این صورت، مال را 4 قسمت می کنند و دو قسمت را به پسر می دهند و به هر دختر یک قسمت. در اینجا به هر کدام از این دو دختر، یک چهارم ارث رسید و دو تا یک چهارم با هم جمع شدند! اما این دو تا یک چهارم، به خاطر فرض با یکدیگر جمع نشدند. 
  • ربع با ثمن: قبلا گفتیم این فرض در ارث بالفرض ممتنع است. اما در بالقرابة ممتنع نیست! مثل اجتماع زوجة و بنت و سه فرزند. در اینجا زوجة یک هشتم ارث میبرد. از هفت هشتم باقی مانده، به هر کدام از پسر ها دو سهم و به دختر یک سهم می دهند! در اینجا هر کدام از پسر ها یک چهارم می برند که با یک هشتم زوجة جمع شده است.
  • ثلث با سدس: قبلا گفتیم این فرض در ارث بالفرض ممتنع است. اما در بالقرابة ممتنع نیست! مثل اجتماع زوج با ابوین. زوج بدون ولد، یک دوم ارث میبرد (یا سه ششم). ام بدون حاجب، یک سوم ارث میبرد (دو ششم) و پدر هم باقی ارث را می برد (یک ششم) در اینجا، ثلث (ام) با یک ششم (پدر) جمع شد.[۲]
  • و...

علت این مسئله هم این است که تعداد وراث می تواند حالات مختلف و فروض متعددی را داشته باشد! 

ارث پدر در اینجا بالقرابة است نه بالفرض. زیرا ارث پدر تنها در صورت وجود ولد برای میت فرض دارد و در غیر آن بالقرابة ارث میبرد.

۹

تطبیق سهام منضمه بالقرابه

﴿ وأمّا ﴾ صور ﴿ الاجتماع لا بحسب الفرض (هرجا گفتیم بالفرض، یعنی فروض 6 گانه ای که قرآن فرموده است) ﴾ بل بالقرابة (غیر از بالفرض را بالقرابة گویند) اتّفاقاً (به صورت اتفاقی) ﴿ فلا حصر له ﴾ لاختلافه (اجتماع) باختلاف الوارث كثرةً وقلّةً (هر چه قدر وراث تغییر کنند، این صور اجتماع هم تغییر می کنند) . ويمكن معه (فرض اجتماع بالقرابة) فرض ما امتنع (موارد 8 گانه ممتنع) لغير العول (اما اگر مستلزم عول بشود، در هر صورت ممتنع است) ، فيجتمع الربع مع مثله في بنتين وابن (هر کدام از بنت ها ربع می برند) ، ومع الثمن (یجتمع الربع مع الثمن) في زوجة وبنت وثلاث بنين (زوجه یک هشتم می برد و بنت هم یک هشتم کل را میبرد و شش هشتم باقی مانده تقسیم می شود بین سه فرزند دیگر که هر کدام دو هشتم ـ یک چهارم ـ می برند) . والثلث مع السدس في زوج وأبوين (زوج نصف می برد و ابوین هم ام، ثلث میبرد چون حاجب ندارد و ما بقی ـ یک ششم ـ به پدر می رسد بالقرابه) ، وعلى هذا...

وهي: واحدة من صور اجتماع النصف مع غيره، وهو: اجتماعه مع الثلثين؛ لاستلزامه العول، وإلّا فأصله واقع كزوج مع اُختين فصاعداً لأب. لكن يدخل النقص عليهما، فلم يتحقّق الاجتماع مطلقاً (١).

واثنتان من صور اجتماع الربع مع غيره، وهما: اجتماعه مع مثله؛ لأنّه سهم الزوج مع الولد والزوجة لا معه فلا يجتمعان. واجتماعه مع الثمن؛ لأنّه نصيبها مع الولد وعدمه (٢) أو نصيب الزوج معه.

واثنتان من صور الثمن مع غيره، وهما: هو مع مثله؛ لأنّه نصيب الزوجة وإن تعدّدت خاصّة. وهو مع الثلث؛ لأنّه نصيب الزوجة مع الولد، والثلث نصيب الاُمّ لا معه، أو الاثنين من أولادها لا معهما.

وواحدة من صور الثُلُثين، وهي: هما مع مثلهما؛ لعدم اجتماع مستحقّهما متعدّداً في مرتبة واحدة مع بطلان العول.

واثنتان من صور الثلث، وهما: اجتماعه مع مثله، وإن فرض في البنتين والاُختين حيث إنّ لكلّ واحدة ثلثاً، إلّا أنّ السهم هنا هو جملة الثلثين، لا بعضهما. وهو مع السدس؛ لأنّه نصيب الاُمّ مع عدم الحاجب والسدس نصيبها معه أو مع الولد، فلا يجامعه.

ويبقى من الصور ثلاث عشرة، فرضها واقع صحيح، قد أشار المصنّف منها إلى تسع بقوله:

﴿ ويجتمع النصف مع مثله كزوج واُخت لأب. ﴿ ومع الربع كزوجة واُخت كذلك، وكزوج وبنت. ﴿ و مع ﴿ الثمن كزوجة وبنت. وقد تقدّم أنّه

__________________

(١) على قول العامّة والخاصّة.

(٢) كذا، ولا يخفى قصور العبارة عن تأدية المراد.

لا يجتمع مع الثلثين؛ لاستلزامه العول. ﴿ و يجتمع ﴿ مع الثلث كزوج واُمّ، وككلالة الاُمّ المتعدّدة مع اُختٍ لأب. ﴿ و مع ﴿ السدس كزوج وواحد من كلالة الاُمّ، وكبنت مع اُمّ، وكاُخت لأب مع واحد من كلالة الاُمّ.

﴿ ويجتمع الربعُ والثمن مع الثلثين فالأوّل كزوج وابنتين وكزوجة واُختين لأب والثاني كزوجة وابنتين.

﴿ ويجتمع الربعُ مع الثلث كزوجة واُمّ. وزوجةٍ مع متعدّد من كلالة الاُمّ. ومع السدس كزوجة وواحد من كلالة الاُمّ، وكزوج وأحدِ الأبوين مع ابن.

﴿ ويجتمع الثمنُ مع السدس كزوجة وابن وأحد الأبوين.

ويجتمع الثلثان مع الثلث، كإخوة لاُمّ مع اُختين فصاعداً لأب. ومع السدس كبنتين وأحد الأبوين، وكاُختين لأب مع واحد من كلالة الاُمّ.

ويجتمع السدس مع السدس كأبوين مع الولد.

فهذه جملة الصور التي يمكن اجتماعها بالفرض ثنائيّاً، وهي ثلاث عشرة.

﴿ وأمّا صور ﴿ الاجتماع لا بحسب الفرض بل بالقرابة اتّفاقاً ﴿ فلا حصر له لاختلافه باختلاف الوارث كثرةً وقلّةً. ويمكن معه فرض ما امتنع لغير العول، فيجتمع الربع مع مثله في بنتين وابن، ومع الثمن في زوجة وبنت وثلاث بنين. والثلث مع السدس في زوج وأبوين، وعلى هذا...

وإذا خلَّف الميّت ذا فرض أخذ فرضه، فإن تعدّد في طبقة (١) أخذ كلٌّ فرضه، فإن فضل من التركة شيء عن فروضهم رُدَّ عليهم على نسبة الفروض مع تساويهم في الوصلة، عدا الزوج والزوجة والمحجوب عن الزيادة.

﴿ ولا ميراث عندنا ﴿ للعَصبَة على تقدير زيادة الفريضة عن السهام

__________________

(١) في ( ع ) و ( ف ): طبقته.