بیع صرف و صلح
بیع صرف: به بیع نقدین (درهم و دینار) بیع صرف گویند. یکی از شرایط بیع، صرف، این بود که باید «تقابض فی المجلس» صورت بگیرد.
سؤال: اگر روی درهم و دینار، مصالحهای صورت گرفت، آیا تقابض فی المجلس در آن شرط میباشد؟
پاسخ: خیر. شرط نمیباشد. زیرا احکامِ صرف، مختصّ به بیع صرف میباشد و حال آنکه ما مصالحه را بیع نمیدانیم. البته طبق نظر شیخ طوسی (که معتقد بودند به اینکه صلح فرع عقود دیگر است، نه عقدی مستقل) طبیعتا چون صلح فایده بیع را افاده میکند، باید شرایط آن هم رعایت شود (یعنی ایشان قبض و اقباض را در صلح نیز ضروری میدانند)
ربا در صلح
سؤال: اگر بین دو شیء همجنس (همراه با زیاده در یک طرف)، مصالحه صورت بگیرد، آیا مصداق ربا خواهد بود؟
پاسخ: بله! اگر به عقد مصالحه، دو شیء همجنس (همراه با زیاده در یک طرف) را با یکدیگر معاوضه کنیم، مصداق ربا خواهد بود. زیرا از ادلّه استفاده میشود که «ربا»، تنها اختصاص به بیع ندارد.[۱] خداوند فرمود: «احلّ الله البیع و حرّم الربا» و این حرمت ربا را تنها مختص به بیع ندانست.
چند تمرین
تمرین1
اگر کسی، عبای شما را تلف کند (به وجهی که ضامن شود) حال میخواهد این ضمانتی را که نسبت به عبا دارد اداء کند. فرض کنید این عبا در بازار دو درهم ارزش دارد. آیا جایز است که این عبای 2 درهمی را به 1 درهم یا 3 درهم مصالحه کنیم؟
پاسخ: بستگی دارد:
- اگر قائل شویم که طلبِ ما از این شخص، 2 درهم است (نه یک عبا)، در این صورت مصالحه فقط باید بر روی 2 درهم باشد (نه کمتر یا بیشتر) زیرا در غیر این صورت ربا پیش خواهد آمد.
- اگر قائل شویم که طلبِ ما از این شخص، عباست، در این صورت مصالحه میتواند روی بیشتر یا کمتر 2 درهم انجام شود. زیرا دیگر چون طرفین معامله همجنس نیستند، ربا پیش نخواهد آمد. (مشهور)
شهید ثانی: مگر این شخص عبا را تلف نکرد؟ عبا قیمی است. حال باید برویم و تحقیق کنیم که در قیمیّات، وقتی کسی ضامن میشود، دقیقا ضامن چه چیزی میشود؟ اگر مبنای شما این بود که:
الف) در قیمیّات، انسان ضامن مثل است: مانند مشهور میتوانید قائل شوید که این شخص، جایز است که عبا را مصالحه کند با 3 درهم یا 1 درهم. زیرا اگرچه عبایی را تلف کرده است قیمی است، ولی الآن ضامن مثل است. لذا میتواند آن را به 3 درهم یا 1 درهم مصالحه کند.
ب) در قیمیّات، انسان ضامن قیمت است: شخص ضامن قیمت عبا خواهد بود که 2 درهم است. لذا نمیتوان این 2 درهم را به 3 درهم یا یک درهم معاوضه کرد زیرا ربا پیش میآید.
تمرین2
صورت اول: اگر زید و عمرو، نسبت به خانهای نزاع کنند. حال زید نسبت به این خانه ذوالید است (در اینجا، زید منکر است و عمرو مدّعی). حال اگر این دو، با یکدیگر مصالحه کردند بر اینکه: عمرو بیاید و یک سال در این خانه بنشیند و بعد از یکسال، از ادّعای خود دست بردارد.
شهید میفرمایند: چنین مصالحهای صحیح است.
سؤال1: این مصالحه، مفید فایده چه عقدی است؟
پاسخ: چنین مصالحهای، مفید فایده «عاریه» است زیرا زید، در قبال سکونت عمرو، از او پولی را دریافت نکرده است.
صورت دوم: اگر زید و عمرو، نسبت به خانهای نزاع کنند و زید نسبت به این خانه ذوالید است. حال اگر زید بیاید و اقرار کند به اینکه خانه برای عمرو است، امّا من فعلا خانه را خالی نمیکنم. حالا اگر زید عمرو مصالحه کنند بر اینکه: زید یکسال در این خانه ساکن بماند و بعد خانه را تخلیه کند.
شهید میفرمایند: چنین مصالحهای صحیح است.
سؤال2: این مصالحه، مفید فایده چه عقدی است؟
پاسخ: چنین مصالحهای، مفید فایده «عاریه» است.
اشکال: صورت دوم، مفید فایده عقد «عاریه» نیست! زیرا در صورت دوم، زید «ذوالید» بود. حال این ذوالید بودن را داد و در مقابلش یکسال سکونت را به دست آورد! این که نمیشود عاریه!
پاسخ شهید ثانی: این کلام درست نیست! زیرا زید،ٰ خانه را بر اساس مصالحه نداد! بلکه با اقرار خود، این خانه را به عمرو تقدیم کرد. پس در مقابل این منفعتی که دریافت کرده است (سکونت یک ساله) چیزی نداده است.