درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۱۲۵: کتاب المیراث ۶۳: التوابع ۱۵

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

مسئله چهاردهم: مناسخة

فصل چهارم: توابع

مسئله چهاردهم[۱]: مناسخة

مناسخة از باب «مفاعله» و از ریشه نسخ (نقل و تحویل) می باشد.[۲]

در اصطلاح ارث، مناسخة یعنی شخصی از دنیا برود و قبل از تقسیم ارث او، یکی از وراثِ میت اول، از دنیا برود. حال می خواهیم بررسی کنیم که در این موارد، مال را باید چگونه تقسیم کرد.

شهید می فرمایند: در شرایط خاص، می توان مال میت اول و دوم را، به یکباره تقسیم نمود. لذا شهید، مطلب را چهار صورت می کنند:

صورت اول (اتّحد الوارث و الاستحقاق): یعنی ورّاث میت اول با ورّاث میت دوم، یکی اند و جهت استحقاق ورّاث میت اول و دوم هم یکی است.

مثال1[۳]: زید، دو برادر دارد به نام های عمرو و خالد، و دو خواهر دارد به نام های هند و مریم. حال در ابتدا، زید از دنیا می رود و سپس عمرو، و سپس هند. حال می خواهیم مال این سه میت را، به یکباره، بین خالد و مریم تقسیم کنیم. در اینجا، ورثه یکی است، زیرا خالد و مریم وارث، زید و عمرو و هند هستند. استحقاق هم یکی است زیرا هند، وقتی از دنیا می رود، خالد و مریم، به عنوان برادر و خواهر از او ارث می برند، همانطور که عمرو وقتی از دنیا می رود، خالد و مریم، به عنوان برادر و خواهر از او ارث می برند، همانطور که زید وقتی از دنیا می رود، خالد و مریم، به عنوان برادر و خواهر از او ارث می برند. لذا اگر فرض شود که مال زید «60 تومان»، مال عمرو «20 تومان» و مال هند «10 تومان» باشد، حال می توان برای تقسیم ارث بین خالد و مریم، مال سه میت را باهم جمع کرد و بعد به نسبت 2 به 1 بین خالد و مریم تقسیم کرد. یعنی 60+20+10=90. از این 90 تومان، 60 تومان سهم خالد و 30 تومان سهم مریم است.

نکته: اگر در مثال بالا، ارث را یکی یکی هم تقسیم کنیم، در نهایت به همان نتیجه بالا می رسیم. زیرا زید 60 تومان داشت که با از دنیا رفتنش، باید بین ورثه اش (عمرو، خالد، مریم و هند)  تقسیم شود. به عمرو و خالد، نفری 20 تومان و به هند و مریم هم نفری 10 تومان می رسد. پس الآن پول عمرو، شده است 40 تومان (20 تومان از قبل داشت، 20 تومان هم از زید به او ارث رسید) حال عمرو از دنیا میرود. این 40 تومان او باید تقسیم شود بین ورثه او (خالد و مریم و هند). به خالد 20 تومان می رسد، و به هند و مریم، نفری 10 تومان می رسد. پس الآن پول هند شده است 30 تومان (10 تومان که خودش داشت، 10 تومان از زید ارث برد، 10 تومان هم از عمرو ارث برد). حال با از دنیا رفتن هند، می خواهیم این 30 تومان را بین خالد و مریم تقسیم کنیم. که به خالد 20 تومان و به مریم 10 تومان می رسد. لذا مجموعاً به خالد 60 تومان ارث رسید و به مریم 30 تومان. پس نتیجه محاسبه مرحله به مرحله، با نتیجه محاسبه یکجا، یکی شد.[۴]

مثال2[۵]: شخصی از دنیا رفته است که ورثه او عبارتند از 6 برادر + 6 خواهر. سپس بعد از او، یک برادر از دنیا می رود و سپس یک خواهر، دوباره یک برادر، یک خواهر، سپس .... همینطور از دنیا می روند تا در نهایت یک برادر و خواهر باقی می مانند. با توجه به مطلبی که گفتیم، باید تمام مال را بین خواهر و برادر باقی مانده تقسیم کنیم.

توضیح بیشتر: فرض کنید میت اول، 180 تومان پول داشته است. در نهایت می توان 120 تومان به آخرین برادر باقی مانده و 60 تومان به آخرین خواهر باقی مانده داد. یعنی دیگر نیازی نیست با مرگ میت اول، ابتدا مال را بین 6 برادر و خواهرد تقسیم کنیم و بعد از مرگ نفر دوم، مال را بین 5 برادر و 6 خواهر و سپس بین 5 برادر و 5 خواهر و.... یکی یکی حساب کنیم. می توانیم از ابتدا، سراغ افراد باقی مانده رفته، و ارث را فقط بین آن ها تقسیم کنیم.

لذا: اگر 180 تومان میت اول را بخواهیم بین 6 برادر و 6 خواهر تقسیم کنیم، به هر کدام از برادر ها 20 تومان و به هرکدام از خواهر ها 10 تومان می رسد. حال اگر یک برادر و خواهر دیگر بمیرند (که روی هم 30 تومان داشتند) باید سهمشان بین 5 برادر و 5 خواهر دیگر تقسیم شود که به هر کدام از برادر ها 4، و به هر کدام از خواهر ها 2 تومان می رسد. حال برادر و خواهر سوم که می میرند 36 تومان دارند (24 (20+4) + 12 (10+2)) که باید بین 4 برادر و 4 و خواهر تقسیم شود که 6 تومان برادر ها می برند و 3 تومان خواهر ها. حال برادر و خواهر چهارم که می میرند 45 تومان دارند (30 + 15) که باید بین 3 برادر و 3 خواهر تقسیم شود که هر کدام از برادرها 10 تومان می برند و هر کدام از خواهر ها 5 تومان. حال برادر و خواهر پنجم که می میرند 60 تومان دارند (40 + 20) که باید بین 2 برادر و 2 خواهر تقسیم شود. به هر کدام از برادر ها 20 تومان و به هر کدام از خواهر ها 10 تومان می رسد. حال برادر و خواهر ششم که می میرند 90 تومان دارند (60+30) که می خواهیم بین یک برادر و یک خواهر تقسیم کنیم. در این صورت، یک برادر 60 تومان می برد و یک خواهر 30 تومان می برد. یعنی در نهایت، این خواهر و برادر باقی ماند، 180 تومان روی هم بردند که 120 تومان سهم برادر (60 + 60) و 60 تومان سهم خواهر است (30 +30).


بحثی مهم، دقیق و شاید پرکاربرد.

نسخه برداری: انتقال مطلبی از کتابی به کتاب دیگر.

مثال استاد

اصل مطرح شدن مسئله چهاردهم این است که روشی را در اینگونه موارد مطرح کنیم، که مجبور نباشیم یکی یکی و مرحله به مرحله، ارث هر کدام از میت ها را جداگانه حساب کنیم. بلکه با یکبار محاسبه، سهم ورثه باقی مانده مشخص شود.

مثال کتاب

۴

تطبیق مسئله چهاردهم: مناسخة

﴿ الرابعة عشرة ﴾:

في المناسخات وتتحقّق بأن يموت شخص (مناسخة وقتی اتفاق می افتد که بمیرد شخصی) ثمّ يموت أحد وُرّاثه (بعد یکی از وراث همین شخص از دنیا برود) قبل قسمة تركته (قبل از اینکه ترکه میت اول تقسیم شود) ، فإنّه يعتبر (در این صورت معتبر است) حينئذٍ قسمة الفريضتين (ترکه میت اول و دوم) من أصل واحد (یک عمل و تقسیم باید انجام دهیم) لو طلب ذلك (اگر وضعیت، به ما این اجازه را بدهد. یعنی همه جا نمی توان این کار را کرد) ، فإن اتّحد الوارث والاستحقاق (اگر وارث و جهة استحقاق یکی باشد) كإخوة ستّة وأخوات ستّ لميّت (6 برادر + 6 خواهر برای میت) ، فمات بعده (میت اول) أحد الإخوة ثمّ إحدى الأخوات، وهكذا... حتّى بقي أخ واُخت، فمال الجميع بينهما أثلاثاً إن تقرّبوا بالأب (اگر این خواهر و برادری که در نهایت باقی ماندند، ابی یا ابوینی باشند، مال باید اثلاثاً تقسیم شود) ، وبالسويّة إن تقرّبوا بالاُمّ.

۵

بیان سایر صورت ها

صورت دوم (وارث ها مختلف اند ولی جهت استحقاق یکی است): مثل اینکه میت اول، از خود دو پسر به جا بگذارد، سپس یکی از این دو پسر از دنیا برود و وارث این پسری که از دنیا رفته است، پسر خودِ او (نوه میت اول) باشد. در اینجا، جهت استحقاق یکی است زیرا میت اول که از دنیا رفت، وارثش پسران او و میت دوم که از دنیا رفت، وارث او پسر اوست (پس هر دو، ارث پسری را دارند) اما وراث متفاوت اند زیرا پسرِ میت اول، غیر از پسرِ میت دوم است.

صورت سوم (جهت استحقاق مختلف است ولی وراث یکی است)[۱]: مانند جایی که شخصی بمیرد و سه ولد داشته باشد. بعد یکی از این اولاد بمیرد، و تنها ورثه او، برادرانش باشند. در اینجا، وراث میت اول و میت دوم، یکی هستند، اما جهت ارث بردن در میت اول، به عنوان فرزندی است و در میت دوم، به عنوان برادری است پس جهت استحقاق متفاوت است.

صورت چهارم (هم وراث و هم جهت استحقاق مختلف است): مانند اینکه کسی بمیرد و دو برادر از خود به جا بگذارد، سپس یکی از این برادر ها بمیرد و پسران او از او ارث ببرند. در اینجا هم ورثه متفاوت اند و هم جهت استحقاق.


عکس صورت دوم

۶

تطبیق بیان سایر صورت ها

و(صورت دوم:) إن اختلف الوارث خاصّة (جهت استحقاق یکی است ولی وارث ها مختلف اند) ، كما لو ترك الأوّل (میت اول) ابنين، ثمّ مات أحدهما وترك ابناً (ابن میت دوم که نوه میت اول است) ، فإنّ جهة الاستحقاق في الفريضتين واحدة وهي البنوّة، لكنّ الوارث مختلف (هم وارث میت اول عنوان فرزندی دارد و هم وارث میت دوم عنوان فرزندی، اما این دو، دو نفر جدای از هم و غیر یکدیگر اند) .

أو (صورت سوم:) الاستحقاق خاصّة (جهت استحقاق مختلف است اما وارث ها یکی اند) ، كما لو مات رجل وترك ثلاثة أولاد، ثمّ مات أحد الأولاد ولم يترك غير أخويه. فإنّ الوارث فيهما واحد (افرادی که ارث می برند واحد اند) ، لكن جهة الاستحقاق مختلفة (در میت اول، با عنوان فرزندی ارث میبردند ولی در میت دوم، با عنوان برادری).

أو اختلفا معاً (هم وارث مختلف است و هم جهت استحقاق. مانند اینکه شخصی از دنیا برود و دو برادر از خود به جا بگذارد و سپس یکی از برادر ها از دنیا برود که فرزندی دارد که او وارث می باشد) ، فقد تحتاج المسألة إلى عمل آخر غير ما احتاجت إليه الاُولى وقد لا تحتاج (گاهی احتیاج دارد مسئله ما، به یک عملیات ریاضی، غیر از عملیاتی که مسئله اولی به آن احتیاج داشت. گاهی هم احتیاج ندارد.) .

(توضیح: در ابتدا، فرض می کنیم که میت دومی، هنوز از دنیا نرفته است. سپس ارث میت اول را بدون اعشار تقسیم می کنیم و عدد را به دست می آوریم. سپس نگاه می کنیم که از این عدد به دست آمده، سهم میت دوم چه قدر است. اگر سهم میت دوم، به عدد وراث میت دوم قابل تقسیم است ـ بدون اعشار ـ همین عدد را ملاک قرار می دهیم و الا باید فکر دیگری کرد. مثال: زید زوج است و یک پسر و دختر دارد از همسر سابقش. هند هم که زوجة فعلی زید است، یک پسر و دختر از همسر سابقش دارد. حال ابتدا زید می میرد و سپس هند. در این صورت ابتدا فرض می کنیم فقط زید مرده است. مال را بین هند و پسر و دختر زید تقسیم می کنیم ـ یک هشتم زوجة، پسر 2 سهم، دختر یک سهم ـ که عدد فریضه می شود 24 حال از این 24 تا، سهم زوجة یک هشتم است یعنی 3 سهم. حال این 3 سهم، قابل تقسیم است بین پسر و دختر هند! لذا 3 سهم هند را به پسر و دختر او می دهیم)

كالإخوة من الاُمّ، فيختصّ الردّ بذي السببين ﴿ كما مرّ (١) ولا شيء عندنا للعصبة، بل في فيه التراب (٢).

﴿ الرابعة عشرة :

في المناسخات وتتحقّق بأن يموت شخص ثمّ يموت أحد وُرّاثه قبل قسمة تركته، فإنّه يعتبر حينئذٍ قسمة الفريضتين من أصل واحد لو طلب ذلك، فإن اتّحد الوارث والاستحقاق كإخوة ستّة وأخوات ستّ (٣) لميّت، فمات بعده أحد الإخوة ثمّ إحدى الأخوات، وهكذا... حتّى بقي أخ واُخت، فمال الجميع بينهما أثلاثاً إن تقرّبوا بالأب، وبالسويّة إن تقرّبوا بالاُمّ.

وإن اختلف الوارث خاصّة، كما لو ترك الأوّل ابنين، ثمّ مات أحدهما وترك ابناً، فإنّ جهة الاستحقاق في الفريضتين واحدة وهي البنوّة، لكنّ الوارث مختلف.

أو الاستحقاق خاصّة، كما لو مات رجل وترك ثلاثة أولاد، ثمّ مات أحد الأولاد ولم يترك غير أخويه. فإنّ الوارث فيهما واحد، لكن جهة الاستحقاق مختلفة.

أو اختلفا معاً، فقد تحتاج المسألة إلى عمل آخر غير ما احتاجت إليه الاُولى وقد لا تحتاج.

وتفصيله أن نقول: ﴿ لو مات بعض الورثة قبل قسمة التركة الاُولى

__________________

(١) تقدّم في الصفحة ١٨٠.

(٢) هذا لفظ الحديث [ الوسائل ١٧: ٤٣١، الباب ٨ من أبواب موجبات الإرث، الحديث الأوّل ]. ( منه رحمه‌الله ).

(٣) في نسخة بدل ( ر ): إخوة ثلاثة وأخوات ثلاث.