درس الروضة البهیة (فقه ۶) (اللقطة - الدیات)

جلسه ۱۱۲: کتاب المیراث ۵۰: التوابع ۲

 
۱

خطبه

۲

عبارت خوانی آغازین

۳

خلاصه تمرین آخر جلسه قبل

فصل چهارم: توابع

مسئله اول: ارث خنثی

بحث در خنثی مشکل بود. بعد از بیان حکم مشهور، شهید ثانی چند تمرین مطرح کردند که در جلسه قبل بیان شد.

در تمرین آخر بیان شد که اگر ورثه، یک خنثی، یک انثی و یکی از ابوین باشند، ابتدا خنثی را ذکر تصور می کنیم که در این صورت، فریضه از 18 محاسبه می شود (3×6=18). اگر هم خنثی را انثی فرض کنیم، فریضه باشد از 5 محاسبه شود. حال 5 را در 18 ضرب می کنیم (90) و سپس 90 را در 2 ضرب می کنیم که می شود 180. حال بر فرض اینکه خنثی، ذکر باشد، از 180 قسمت، 100 قسمت متعلق به خنثی است، 50 تا هم سهم انثی است و 30 تا هم سهم احد الابوین است. اما اگر فرض را بر انوثیت خنثی بگیریم، هم انثی و هم خنثی، هر کدام 72 سهم می گیرند و 36 سهم هم به احد الابوین می رسد.حال معدل سهم خنثی می شود 86. معدل سهم انثی می شود 61. معدل سهم احد الابوین هم می شود 33.

نکته: اینکه سهم احد الابوین، یکبار 30 تا بود و یکبار 36 تا، این 6 تا به عنوان «ردّ» به او داده شده است. زیرا سهم احد الابوین یک ششم است و یک ششم 180 تا می شود 30 تا و آن شش سهم اضافه تر، بابت رد به او اضافه شده است. حال معدل 36 و 30 می شود 33.

۴

تطبیق خلاصه تمرین آخر جلسه قبل

فقد سقط من سهام أحد الأبوين نصف الردّ (نصف مقداری که مردود به احد الابوین است در فرضی که خنثی را انثی حساب کنیم. یعنی 6 تا از 180 تا. حال از این 6 تا، نصفش ساقط است و نصف دیگر باقی می ماند یعنی 3 تا) ؛ لأنّ المردود على تقدير اُنوثيّتها ستّة (انچه رد می شود در فرض انوثیت خنثی، 6 سهم است) وهي (سته) فاضلة على تقدير الذكوريّة (فرض ذکوریه:30 / فرض انوثیة: 36. معدل: 33) .

۵

شیوه محاسبه ارث خنثی در صورت وجود زوج یا زوجة

سؤال: اگر در کنار تمرین هایی که دیروز بیان شد، زوج یا زوجة هم اضافه شوند، تکلیف چیست؟

پاسخ: با توجه به اینکه در مثال ها، ما فرض می کردیم که میت، فرزند دارد، لذا زوج و زوجة باید سهم اسفل را بگیرند. یعنی زوج یک چهارم و زوجة یک هشتم باید ارث ببرند. 

حال شهید می فرمایند برای محاسبه ارث، بدون زوج یا زوجة، عددی را که باید ارث را از آن حساب کرد ابتدا به دست می آوریم. حال اگر زوج همراه شد، چون سهمش یک چهارم است، آن عدد را در 4 ضرب می کنیم. اگر هم زوجة همراه شد، آن عدد به دست آمده را در هشت ضرب می کنیم (چون سهم زوجة یک هشتم است)

مثال: اگر ورثه میت، ذکر + انثی + خنثی  باشند، باید مال را 40 قسمت کنیم (اگر خنثی ذکر باشد: مال باید 5 قسمت شود / اگر خنثی مونث باشد: مال باید 4 قسمت شود. / 4×5=20 / 20×2=40) حال از این 40 قسمت، 13 قسمت سهم خنثی بود (بر فرض انثی: 10 / بر فرض ذکر: 16 / معدل: 13). 18 قسمت هم برای ذکر و 9 قسمت هم برای انثی است. حال اگر در کنار این سه نفر، زوج هم حضور داشته باشد، گفتیم باید عدد 40 را در 4 ضرب کنیم که می شود 160. حال از این 160 قسمت، 40 تایش سهم زوج است (سهم زوج = یک چهارم). حال از 120 قسمت باقی مانده، 39 تا سهم خنثی است (سهم خنثی، بر فرض ذکر بودن، 48 تا و بر فرض انثی بودن 30 تا است که معدل آن می شود 39 تا[۱]) سهم ذکر هم 54 قسمت است و سهم انثی هم 27 است[۲].

حال اگر به جای زوج، زوجة در کنار این ورثه قرار گرفت، باید 40 را در 8 ضرب می کردیم که می شد: 320 تا. از این 320 تا، باید 40 سهم را به زوجة بدهیم (280 تا باقی می ماند) حال این 280 تا را در واقع 7 برابر 40 است. لذا 13 را در 7 ضرب می کنیم می شود 91. 18 را هم ضربدر 7 می کنیم که می شود 126. 9 را هم ضربدر 7 می کنیم که می شود 63.


39 تا سه برابر 13 قبلی است.

همه سه برابر قبل شده اند.

۶

تطبیق شیوه محاسبه ارث خنثی در صورت وجود زوج یا زوجة

ولو اجتمع معه في أحد الفروض أحدُ الزوجين (اگر اجتماع کند با خنثی، در یکی از فروضی که سابقا بیان شد، زوج یا زوجة) ضربتَ مخرج نصيبه (مخرج نصیب احد الزوجین را ضرب می کنیم ـ یک چهارم یا یک هشتم ـ) في الفريضة (عددی که در نهایت به دست می آوردیم در هر مسئله ای) ثمّ أخذتَ منها نصيبَه (احد الزوجین) (حال از این حاصلضرب، ابتدا نصیب احدالزوجین را جدا می کنیم) ، وقسّمت الباقي كما سلف (120 تای باقی مانده را مثل صورت سابق تقسیم می کنیم) ، إلّا أنّك هنا تقسّمه على ثلاثة (الا اینکه در اینجا، شما می توانید تقسیم کنید عدد 120 را به 3) .

ومن استحقّ بدون أحد الزوجين (کسی که استحقاق پیدا کرده است بدون احد الزوجین) من الفريضة شيئاً أخذ قَدْرَه ثلاث مرّات إن كان زوجاً (اگر زوج در کنار او قرار گرفت، عددش را در 3 ضرب کن!) ، وسبع مرّات إن كان زوجة (اگر هم در کنارش زوجة قرار گرفت، باید 7 برابرش را ببرد). وعلى هذا قس ما يرد عليك من الفروض.

۷

اشکال استاد به راه حل شهید ثانی

اشکال استاد به کلام شهید ثانی: این روشی که شهید ثانی ارائه دادند (در مورد اضافه شدن زوج یا زوجة) در همه مثال ها جوابگو نیست و نتیجه غلط به دست می آید.

برای مثال اگر ورثه، خنثی + احد الابوین باشند. در این صورت گفتیم که باید فریضه را از 24 محاسبه کنیم! زیرا اگر خنثی را ذکر در نظر بگیریم، باید سهام را از 6 حساب کنیم و اگر انثی در نظر بگیریم، باید 4 قسمت کنیم. حال 6 و 4 قابل ساده شدن هستند لذا نصف یکی را در دیگری ضرب می کنیم (3×4=12) و حاصل را در دو، ضرب می کنیم که می شود 24. حال از این 24 تا، 5 تا سهم احد الابوین است و 19 تا سهم خنثی است (اگر خنثی ذکر باشد: سهم خنثی 20 تا و سهم احد الابوین 4 تا/ اگر خنثی، انثی باشد: سهم خنثی 18 تا و سهم احد الابوین می شود 6 تا که معدل این ها می شود 5 و 19)

حال اگر در کنار این دو، زوج هم قرار بگیرد، شهید فرمودند که باید 24 را در 4 ضرب کنیم که می شود 96. حال از این 96 تا، 24 تا سهم زوج است. باقی مانده 72 تاست. حال 5 را در 3 ضرب می کنیم که می شود 15.  19 را هم باید در 3 ضرب کنیم که می شود 57.

 اما این حرف اشکال دارد! زیرا احدالابوین با وجود فرزند، سهمش نباید پایین تر از یک ششم باشد. 

لذا ما روش شهید را کنار می گذاریم و خودمان محاسبه می کنیم. یعنی یکبار خنثی را ذکر در نظر می گیریم و محاسبه می کنیم و یکبار خنثی را انثی در نظر می گیریم و محاسبه می کنیم و سپس معدل گیری می کنیم. 

اگر خنثی، ذکر باشد: از 96 تا، 24 تا سهم زوج است. 16 تا هم سهم احد الابوین است. بقیه هم برای ذکر (خنثی) است (56 تا) 

اگر خنثی، انثی باشد: از 96 تا، 24 تا سهم زوج است. 16 تا هم سهم احد الابوین است. انثی هم نصف می برد (48 تا). 8 قسمت اضافه می آید. حال این 8 قسمت باقی مانده را باید بین خنثی (انثی) و احد الابوین تقسیم کنیم به نسبت. یعنی دو تا به احد الابوین اضافه می کنیم که می شود 18 تا و 6 تا هم به انثی اضافه می کنیم که می شود 54 تا.

نتیجتاً (بعد از معدل گیری) سهم احد الابوین می شود 17 تا و سهم خنثی می شود 55 تا.

سؤال: چرا راه شهید در این موارد غلط است؟ 

پاسخ: زیرا طبق راه شهید در فرض نبود زوج یا زوجة، سهم پدر، یک ششم از کل است (همیشه باید از کل مال سهم احد الابوین را حساب کرد نه بعد از جدا کردن سهم زوج یا زوجة!).

لذا این راه شهید، در جاهایی که احدالابوین نباشد، جوابگوست و درست است. اما وقتی پای احد الابوین به میان می آید دیگر این راه جوابگو نیست.

۸

مسئله دوم: کسی که نه آلت رجولیت دارد و نه آلت انوثیت

مسئله دوم

بحث در شخصی است که نه آلت رجولیت دارد و نه آلت انوثیت. تکلیف چنین شخصی چیست؟

شهید می فرمایند در اینجا، علی الاشهر باید قرعه انداخته شود. 

بعد ایشان 5 صورت برای چنین شخصی تصویر می کنند.

۹

تطبیق مسئله دوم: کسی که نه آلت رجولیت دارد و نه آلت انوثیت

﴿ الثانية ﴾:

﴿ من ليس له فرجُ ﴾ الذكر ولا الاُنثى (کسی که فرج ذکر و انثی ندارد) إمّا بأن تخرج الفَضلة من دُبره (صورت اول: بول و غائط او از دبرش خارج می شود) ، أو يفقد الدبر ويكون له ثقبة بين المخرجين يخرج منه الفَضلتان (صورت دوم)، أو البول (عطف بر فضلتان) مع وجود الدبر (صورت سوم)، أو بأن يتقيّأ ما يأكله (آنچه می خورد را استفراغ می کند) (صورت چهارم) ، أو بأن يكون له لَحمة رابية (زائده) يخرج منها الفَضلتان (صورت پنجم) ـ كما نُقل ذلك كلّه (همه این موارد در تاریخ ذکر شده است) ـ ﴿ يُورَث بالقرعة ﴾ على الأشهر (باید علی الاشهر، با قرعه مشخص کنیم که این شخص ذکر است یا انثی) ، وعليه شواهد من الأخبار (شواهدی هم از اخبار، دال بر این مطلب است) .

﴿ والضابط في مسألة الخنثى ﴿ أنّك تعمل المسألة تارة اُنوثيّة أي تفرضه اُنثى ﴿ وتارة ذكوريّة وتُعطي كلَّ وارث منه وممّن اجتمع معه ﴿ نصف ما اجتمع له ﴿ في المسألتين مضافاً إلى ضرب المرتفع في اثنين كما قرّرناه.

فعلى هذا لو كان مع الخنثى أحد الأبوين، فالفريضة على تقدير الذكوريّة ستّة، وعلى تقدير الاُنوثيّة أربعة، وهما متوافقتان بالنصف، فتضرب ثلاثة في أربعة ثمّ المجتمع في اثنين يبلغ أربعة وعشرين، فلأحَدِ الأبوين خمسة، وللخنثى تسعة عشر.

ولو اجتمع معه الأبوان ففريضة الذكوريّة ستّة، وفريضة الاُنوثيّة خمسة، وهما متباينان فتضرب إحداهما في الاُخرى ثمّ المرتفع في اثنين تبلغ ستّين، فللأبوين اثنان وعشرون، وللخنثى ثمانية وثلاثون.

ولو اجتمع مع خنثى واُنثى أحدُ الأبوين ضربتَ خمسة ﴿ مسألة الاُنوثيّة في ثمانية عشر ﴿ مسألة الذكوريّة لتباينهما، تبلغ تسعين ثمّ تضربها في الاثنين، تبلغ مئة وثمانين، لأحد الأبوين ثلاثة وثلاثون؛ لأنّ له ستّة وثلاثين تارةً وثلاثين اُخرى فله نصفهما، وللاُنثى أحد وستّون، وللخنثى ستّة وثمانون.

فقد سقط من سهام أحد الأبوين نصف الردّ؛ لأنّ المردود على تقدير اُنوثيّتها ستّة وهي فاضلة على تقدير الذكوريّة.

ولو اجتمع معه في أحد الفروض أحدُ الزوجين ضربتَ مخرج نصيبه في الفريضة ثمّ أخذتَ منها نصيبَه، وقسّمت الباقي كما سلف، إلّا أنّك هنا تقسّمه على ثلاثة.

ومن استحقّ بدون أحد الزوجين من الفريضة شيئاً أخذ قَدْرَه ثلاث مرّات إن كان زوجاً، وسبع مرّات إن كان زوجة. وعلى هذا قس ما يرد عليك من الفروض.

﴿ الثانية :

﴿ من ليس له فرجُ الذكر ولا الاُنثى إمّا بأن تخرج الفَضلة من دُبره، أو يفقد الدبر ويكون له ثقبة بين المخرجين يخرج منه الفَضلتان، أو البول مع وجود الدبر، أو بأن يتقيّأ ما يأكله، أو بأن يكون له لَحمة رابية (١) يخرج منها الفَضلتان ـ كما نُقل ذلك كلّه ـ ﴿ يُورَث بالقرعة على الأشهر، وعليه شواهد من الأخبار.

منها: صحيحة الفضيل بن يسار عن الصادق عليه‌السلام فيُكتب « عبد الله » على سهمٍ و « أمة الله » على سهمٍ، ويُجعل في سهام مبهمة، ويقول ما رواه الفضيل: « اللهمّ أنت الله لا إله إلّا أنت، عالم الغيب والشهادة، أنت تحكم بين عبادك فيما كانوا فيه يختلفون، فبيِّن لنا أمرَ هذا المولود كيف يورَث ما فرضت له في كتابك » ثمّ يجيل السهام ويورث على ما تخرج (٢).

والظاهر أنّ الدعاء مستحبّ؛ لخلوّ باقي الأخبار منه، وكذا نظائره ممّا فيه القرعة.

وفي مرسلة عبد الله بن بكير: « إذا لم يكن له إلّا ثقب يخرج منه البول فنحّى بوله عند خروجه عن مباله فهو ذَكر، وإن كان لا ينحّي بوله بل يبول على مباله فهو اُنثى» (٣) وعمل بها ابن الجنيد (٤) والأوّل مع شهرته أصحّ سنداً وأوضحه.

﴿ ومن له رأسان وبدنان على حَقوٍ بفتح الحاء فسكون القاف: معقد الإزار عند الخَصر ﴿ واحدٍ سواء كان ما تحت الحقو ذكراً أم غيره؛ لأنّ الكلام هنا في اتّحاد ما فوق الحقو وتعدّده، ليترتّب عليه الإرث.

__________________

(١) أي زائدة.

(٢) الوسائل ١٧: ٥٨٠، الباب ٤ من أبواب كتاب الميراث، الحديث ٢.

(٣) المصدر المتقدّم: الحديث ٥.

(٤) كما نقل عنه العلّامة في المختلف ٩: ٨٦.